TY - JOUR ID - 5004374 TI - پارادوکس روش‌شناختی در نظریه خوانش سریانی ـ آرامی قرآن: نقد مبانی معرفت‌شناختی پروژه کریستف لوکزنبرگ و دفاع از اصالت متن قرآن کریم JO - مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) JA - 6 LA - fa SN - 2008-1987 AU - Rajabi, Arash AD - دانش آموخته دکتری مبانی نظری اسلام AU - , Seyedeh masomeh AD - دانشجوی دکتری Y1 - 2026 PY - 2026 VL - 18 IS - 2 SP - EP - KW - کریستف لوکزنبرگ؛ خوانش سریانی ـ آرامی قرآن؛ نقد روش‌شناختی؛ اصالت قرآن؛ انسجام درون‌متنی DO - 10.22034/qoranshenakht.2026.5004374 AB - پروژه کریستف لوکزنبرگ درباره «خوانش سریانی ـ آرامی قرآن» از جنجالی‌ترین رویکردهای قرآن‌پژوهی تاریخی معاصر است که می‌کوشد دشواری‌های واژگانی، نحوی و تفسیری قرآن را بر پایه فرض زیرلایه سریانی ـ آرامی توضیح دهد و گاه قرائت عربی را کنار بگذارد. مقاله حاضر با دفاع علمی و روش‌شناختی از اصالت، تمامیت و خودبسندگی تفسیری قرآن، مبانی معرفت‌شناختی این پروژه را با رویکردی تحلیلی ـ انتقادی و با بهره‌گیری از فلسفه زبان، هرمنوتیک فلسفی، نظریه متن و فلسفه علم بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد گذار لوکزنبرگ از «دشواری تفسیری» به «فرض منشأ زبانی بیگانه» فاقد ضرورت منطقی است و به دوری روش‌شناختی می‌انجامد؛ زیرا انسجام درون‌متنی قرآن هم برای اثبات ناکافی بودن متن موجود نفی می‌شود و هم برای تشخیص خطاهای مفروض کاتبان به کار می‌رود. مقاله دو معیار «اصل استقلال شواهد» و «آزمون عدم‌تقارن اصلاح» را پیشنهاد می‌کند و نشان می‌دهد مدل خودبسندگی و انسجام درون‌متنی، بر پایه اصل اقتصاد تبیین، با مفروضات کمتر و شواهد مستقل‌تر، دامنه گسترده‌تری از داده‌ها را توضیح می‌دهد. نتیجه آن است که پروژه لوکزنبرگ از سطح «امکان ارائه قرائت بدیل» به «ضرورت روش‌شناختی جایگزینی» عبور نکرده و اصالت متن قرآن همچنان نقطه آغاز موجه هر پژوهش تاریخی درباره آن است. UR - https://qoranshenakht.nashriyat.ir/node/5004374 L1 - ER -