قال علي عليه‌السلام : إِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ إِلَّا الْجَنَّةَ فَلَا تَبِيعُوهَا إِلَّا بِهَا؛ امير مومنان عليه‌السلام مي‌فرمايند: همانا براي شما بهايي جز بهشت نيست، پس به کمتر از آن نفروشيد. (نهج‌البلاغه، حکمت456)

 
 

بسم‌الله الرحمن الرحيم

بندگي، طريق تقرّب‏

آن چه پيش رو داريد گزيده‏اي از سخنان حضرت آية اللّه مصباح يزدي(دامت بركاته) در دفتر مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 17/12/84 ايراد فرموده‏اند. باشد تا اين رهنمودها چراغ فروزان راه هدايت و سعادت ما قرار گيرد.

«وَ الَّذِينَ يَبِيتُونَ لِرَبِّهِمْ سُجَّداً وَ قِياماً»1؛ در قرآن كريم چند دسته از آيات داريم كه در آن‏ها بر عناوين صالحين، مؤمنين، متّقين، محسنين، مفلحين و مفاهيمي قريب به اين مضامين تكيه شده است، اما به مقتضاي مقام و بلاغتي كه خداي متعال در نظر داشته، در اين آيات اسمي از نماز نيامده است. البته تعبيري خيلي پربارتر آمده كه با فرهنگ زمان ما سازگار نيست. قرآن مي‏گويد: بندگان شايسته خدا كساني هستند كه شب را با قيام و سجده به روز مي‏آورند. اين تعبير جايي به‌كار مي‏رود كه دست‌كم بخش قابل توجهي از شب به نماز با سجده‏هاي طولاني بگذرد. ما براي نماز واجب چند دقيقه كه وقت صرف مي‏كنيم، خسته مي‏شويم. آن وقت خدا مي‏گويد: بندگان شايسته من كساني هستند كه شب را با نماز به روز مي‏آورند!
آيات سوره مزمل خطاب به پيغمبر اكرم‏؛ (ص) مي‏فرمايد: «يا أَيُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَلِيلاً؛ نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلِيلاً؛ أَوْ زِدْ عَلَيْهِ وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً»2؛ شب را مگر اندكي براي استراحت، به عبادت مشغول باش و نيمي از شب يا اندكي كمتر يا بيش از نصف را به عبادت بپرداز. خداوند به پيامبرش، كه قرآن بر قلب مقدسش نازل شده و وجودش تجسم قرآن است، مي‏فرمايد: نيمي از شب يا اندكي كمتر يا بيشتر را مشغول نماز باش و قرآن را با تأنّي و ترتيل تلاوت كن. ما وقتي با چنين مفاهيمي آشنا مي‏شويم با خود مي‏گوييم: آيا ما واقعاً تابع قرآنيم؟ ما به عنوان سرباز امام زمان چگونه هستيم؟ اين آيه مي‏گويد: شب را با نماز به روز بياوريد و قرآن را نه تنها بخوانيد، بلكه آن را ترتيل كنيد!
يكي از بزرگان مي‏گفت: من وقتي جوان بودم در مقام ابراهيم مسجد سهله نماز مستحبّي مي‏خواندم. در ركعت اول نماز سوره بقره و ركعت دوم آن سوره آل عمران را از حفظ مي‏خواندم!
از مرحوم شيخ انصاري نقل كرده‏اند كه ايشان در تابستان نجف وقتي از درس برمي‏گشتند و گرما به ايشان خيلي فشار مي‏آورد، مي‏گفتند: كمي آب برايم بياوريد. در فاصله‏اي كه آن‏ها مي‏رفتند تا ظرفي را از سرداب‏هاي قديمي آب كنند و بياورند، شيخ به نماز مي‏ايستاد و يكي از سوره‏هاي بزرگ قرآن را مي‏خواند. وقتي نمازش تمام مي‏شد، آب خيلي گرم شده بود. كمي از آن را تناول و خدا را شكر مي‏كرد. اين‏ها «عباد الرحمان»؛ هستند.
ما در زماني زندگي مي‏كنيم و از زندگي و كارهاي آن ذهنيتي داريم كه وقتي اين آيات را مي‏شنويم، براي ما بيگانه و ناآشنا است. ما تابع همين دين هستيم و با همين كتاب تربيت شده‏ايم! چه شباهتي ميان رفتار ما با رفتاري است كه قرآن نقل مي‏كند؟! از آخر شب تا صبح نماز خواندن شوخي نيست.
گاهي نقل داستان بزرگان اين فايده را دارد كه انسان خيال نكند اساساً دين همين است كه ما داريم و قرآن همان را خواسته است كه ما هستيم. گاهي كسي دو ركعت نماز مستحبي يا يك زيارت عاشورا كه مي‏خواند، از خدا طلبكار مي‏شود. يادم هست زماني كسي به من مي‏گفت: اين‌كه مي‏گويند: آدم وقتي عبادت كند داراي كرامات و اين‏ها مي‏شود، براي ما كه حاصل نشد. ما چند سال است هر چه نماز شب مي‏خوانيم چيزي گيرمان نمي‏آيد! او روي سادگي خود مي‏گفت، ولي خيلي‏ها توي دلشان همين سخن است. البته در مقابل اينان خداوند بنده‏هايي دارد كه اگر يك شب نماز شبشان ترك شود همانند كسي كه عزيزي را از دست داده باشند عزا مي‏گيرند. اشتهاي به غذا خوردن ندارند و بر سر خود مي‏زنند كه چه گناهي مرتكب شده‏ايم كه توفيق نماز شب از ما سلب شده است. اگر شبي را به احيا مي‏گذرانند آخر شب يك سجده شكر طولاني مي‏كنند كه خدا اين توفيق را به ما داد در حالي كه ما لايق آن نبوديم. لطف الهي بنده روسياهي را شامل شد و خداوند به او اجازه داد درِ خانه‏اش بيايد. چنين كساني نه تنها خودشان را طلبكار نمي‏دانند كه هزار بار هم بدهكار مي‏دانند.
نكته لطيفي كه در اين آيه هست، اين است كه اين شب‌زنده‌داري براي خدا و «لِرَبِّهِمْ»؛ است. ما ممكن است احيا بگيريم يا نماز شب بخوانيم، اما براي اين كه روزيمان وسيع شود. آقايي نماز شب مي‏خواند براي اين كه خوش قيافه شود، چون در روايات داريم كساني كه اهل نماز شب هستند، صورتشان نوراني مي‏شود. اين انگيزه‏ها كجا با «يَبِيتُونَ لِرَبِّهِم»؛ سازگار است؟ عاشقي كه به خانه معشوق مي‏رود و با او انس مي‏گيرد چه مزدي طلب مي‏كند؟ خيلي بدهكار است كه معشوق اجازه داده است كه او بيايد و پهلوي معشوق بنشيند. كساني كه خدا را دوست دارند مزدي طلب نمي‏كنند. اگر توفيق عبادت داشته باشند خود را بدهكار مي‏دانند.
يكي از اساتيد (حفظه الله) در باره استادش مي‏گفت: ايشان موقعيتي داشت كه اگر كسي كارهاي علمي او را مي‏ديد فكر مي‏كرد بيست و چهار ساعته كارش مطالعه، نوشتن و تحقيق است. از طرفي اگر از عبادت‏هايش اطلاع پيدا مي‏كرد فكر مي‏كرد بيست و چهار ساعته غير از عبادت كاري ندارد. اين چنين ميان عبادت‏هاي طولاني و كارهاي علمي عميق جمع كرده بود. از كارهاي عادي و همه روزه‏اش زيارت عاشورا و نماز جعفر طيار بود. تازه شب كه مي‏خوابيد، متّكاي زير سرش از اشك چشمش خيس مي‏شد. همه اين‏ها نه براي آن بود كه مزدي بگيرد و آثار دنيوي بر كارش مترتب شود. عاشق مي‏خواهد با معشوق باشد. ديگر نمي‏خواهد كاسبي كند. ما در مقابل اين ها چه هستيم؟! آيا ما زير نعلين اين‏ها جا مي‏گيريم؟
مرحوم شيخ محمد حسين بروجردي كسي بود كه پس از آية الله بروجردي در منطقه لرستان و بروجرد مقلّد فراواني داشت. يكي از كساني كه به همراه آقاي ميلاني و آقاي خويي سال‏ها شاگردي ايشان را داشت، نقل مي‏كند كه روزهاي پنج‌شنبه ايشان روضه هفتگي داشتند و مقيد بودند كفش‏هاي كساني را كه وارد مجلس مي‏شوند، خودشان جفت كنند و سپس به دست خودشان براي افراد چايي ببرند. در لابه‏لاي سلام و احوال‏پرسي، ايشان مرتب ذكر مي‏گفتند. او مي‏گويد: من هميشه مي‏خواستم از ايشان بپرسم كه آقا، چه ذكري مي‏خوانيد، اما ابهّت استاد مانع مي‏شد تا بالاخره به خود جرأت دادم و پرسيدم: آقا، اين چه ذكري است كه شما به بدان مقيديد، حتي در ميان احوال‏پرسي آن را تند مي‏گوييد؟ ايشان پس از اين كه بارها از ناحيه من مورد سؤال قرار گرفت، با تأملي فرمود: خوب است انسان روزي هزار مرتبه «انا انزلناه»؛ بخواند! چنين بزرگواري بر كفايه و مكاسب حاشيه‏اي مي‏زند كه كسي نمي‏تواند عمق آن را بفهمد مگر اين كه مجتهد باشد.
حضرت آية الله بهجت (حفظه الله) از مرحوم شيخ محمد حسين بروجردي نقل مي‏كند كه ايشان فرمودند: من سيزده سال شب‏ها درس مرحوم آخوند خراساني مي‏رفتم و در اين سيزده سال فقط يك شب درسم تعطيل شد و آن يك شب هم به خاطر اين بود كه من به زيارت كاظمين رفتم و در ذهن خودم فكر كردم به هنگام بازگشت به درس ايشان مي‏رسم، اما مانعي پيش آمد كه فهميدم به درس نمي‏رسم. همان جا نشستم و پيش خودم حدس زدم امشب استاد بنا دارد چه درسي را بگويد. همان را نوشتم، چون هر شب من درس را مي‏نوشتم، منتها امشب درس نشنيده را نوشتم. فردا صبح كه با دوستانم مقابله كردم ديدم ميان نوشته من با نوشته دوستاني كه توانسته بودند درس را بشنوند تفاوتي نبود!
بنده خودم در مدرسه حجّتيّه بعضي از بزرگان مثل حضرت آية اللّه جوادي (حفظه الله) را مي‏ديدم كه تا قريب نيمه شب مشغول مطالعه بودند و در بين روز هيچ وقت بيكار نبودند. سال‏ها با او بودم و جز اين نديدم، البته آن روزها هم بنده به حال او غبطه مي‏خوردم. بزرگان ما چنين عمل مي‏كنند، اما جوّ فرهنگي ما به تبع فرهنگ دنيا آهسته آهسته عوض شده و ارزش‏ها تغيير كرده است. اكنون وضعيّتي پيش آمده است كه عبادت‏هاي بزرگان به نظر ما افسانه مي‏آيد! شايد جرأت نمي‏كنيم عبادت‏هاي اميرالمؤمنين‏؛ ـ‌عليه‏السلام‌ـ را مورد انتقاد قرار دهيم وگرنه چه بسا او را هم نقد مي‏كرديم و مي‏گفتيم: آن قدر گريه كردن و روي زمين شبيه يك انسان بيهوش افتادن يعني چه. مرحوم ميرزا جواد آقاي تبريزي شب‏ها نعره مي‏كشيدند، گاهي از صداي گريه او همسايه ‏ها تعجب مي‏كردند و مي‏گفتند: آخر او براي چه گريه مي‏كند؟! خيال مي‏كردند گريه فقط براي ترس از آتش جهنم است و نمي‏دانستند گريه حيا و گريه محبت خيلي از گريه ترس ارزشمندتر است. گاهي بد نيست انسان بشنود كه چنين چيزهايي بوده است تا وقتي اين آيه را مي‏شنود كه «إِذا تُتْلي‏؛ عَلَيْهِمْ آياتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُكِيًّا»3؛ برايش افسانه ننمايد. گاهي انسان بي‏اختيار مي‏افتد. در چنين جايي از واژه «خَرَّ»؛ استفاده مي‏شود. بندگان شايسته خدا به كجا رسيده بودند و چه فهميده بودند كه اين گونه بودند؟! قرآن مي‏فرمايد: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ»4؛ هيچ كس نمي‏داند چنين بندگاني كه نيمه شب با خدا راز و نياز مي‏كنند چه نور چشمي داشتند و چه لذّتي را خدا به آن‏ها داده بود. چنين چيزي براي ديگران قابل فهم نيست، چون اساسا سنخ اين لذت با لذت‏هاي ديگران زمين تا آسمان تفاوت دارد و به همين دليل هيچ كس از اين لذّت دركي ندارد مگر كسي كه خودش بهره‏اي از آن داشته باشد.


1؛ فرقان، 64؛ و آنان هستند كه شب را به سجده و قيام نماز در برابر خدايشان روز كنند.

2؛ مزّمّل، 1تا4؛ الا اي رسولي كه در جامه (فكرت و خاموشي) خفته‏اي. (هان) شب را (به نماز و طاعت خدا) برخيز مگر كمي. كه نصف يا چيزي كمتر از نصف باشد. يا چيزي بر نصف بيفزا و به تلاوت آيات قرآن با توجه كامل مشغول باش.

3؛ مريم، 58؛ (و حال آنها در بندگي چنان است) كه هرگاه آيات خداي رحمن بر آنها تلاوت شود با گريه (شوق و محبت) بر خاك مي‌افتند.

4؛ سجده، 17؛ پس هيچ كس نمي‏داند كه به پاداش نيكوكاريشان چه نعمت و لذّتهاي بي‏نهايت كه روشني‏بخش (دل و) ديده است در عالم غيب برايشان ذخيره شده است.

 

آدرس: قم - بلوار محمدامين(ص) - بلوار جمهوري اسلامي - مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)
پست الكترونيك: Info@MesbahYazdi.Org *** تلفن: 32113225-025