تبارشناسي فكري‌‌ ـ مذهبي نظّام نيشابوري

سال نهم، شماره دوم، پياپي 17، پاييز و زمستان 1395

احمد محمدي مجد/ استاديار جامعة‌المصطفي العالميه                                                   mmajd.ahmad@yahoo.com

دريافت: 19/8/1395 ـ پذيرش: 19/12/1395

چكيده

حق‌‌گويي و بيان واقعيات از جمله شاخصه‌هاي ارزشمند در تحقيقات علمي است، ولي متأسفانه گاهي به علل گوناگون، مطالبي قابل تأمل و بررسي مطرح مي‌گردد؛ مانند آنچه ذهبي دربارة نظّام نيشابوري، مفسر شهير، گفته که «هيچ دليلي بر اثبات تشيع او در تفسيرش وجود ندارد».

اين پژوهش به بررسي اين نظريه پرداخته و ميزان حق و باطل بودن آن را در معرض نظر جويندگان حقيقت قرار داده است. در اين ميان، به يکي از مهم‌ترين شاخصه‌هاي شناخت‌نامة مفسران، که همانا تبارشناسي فکري و مذهبي آنان است نيز پي ببريم. در اين مسير، تنها به آنچه نظّام فقط در تفسيرگران‌سنگ خود ـ غرائب القران و رغائب الفرقان ـ دربارة ديدگاه معرفتي و مذهبي خويش بيان نموده اکتفا شده است. نظّام در تفسيرش هرجا مجالي براي ابراز باورهاي مذهبي خود ديده، شواهد و دلايل فراواني بر وابستگي خود به تشيع بيان نموده است.

کليدواژه‌ها: نظّام نيشابوري، تفسير غرائب القران، مذهب، تشيع، تسنن.