ویژگیهای رهبری الهی حضرت موسی(ع) در قرآن
/ دکتری مدیریت دولتی مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / shikhi.mh@gmail.comArticle data in English (انگلیسی)
- Robbins, S. P. & Judge, T. A. (2009). Organizational Behavior (13th ed.). Upper Saddle River, NJ: Pearson Prentice Hall.
ويژگيهاي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن
محمدحسين شيخي عليآباد / دکتري مديريت دولتي مؤسسة آموزشي و پژوهشي امام خميني(ره)، قم، ایران shikhi@iki.ac.ir
دريافت: 06/07/1404 ـ پذيرش: 10/08/1404
چکيده
یکی از پرسشهای اساسی در حوزة رهبری، شناخت ویژگیهای بینشی، گرایشی و رفتاری متمایزکنندة رهبران موفق در هدایت جامعه بهسوی تعالی است. این پرسش ذهن محققان بسیاری را به خود مشغول کرده و پاسخهای متنوعی در پی داشته است. در منابع دینی و بهویژه قرآن کریم، الگوهای کاملی از رهبری وجود دارد که پاسخگوی این پرسش است. حضرت موسي(ع) بهعنوان یکی از برجستهترین رهبران الهی، دارای ویژگیهای خاصی است که تحلیل آنها میتواند راهگشای تربیت رهبران متعالی در جامعة اسلامی باشد. در اين پژوهش، آيات قرآن کريم مرتبط با ويژگيهاي شخصيتي حضرت موسي(ع) گردآوري و با استفاده از روش توصيفي ـ تحليلي، دلالتهاي آنها در حوزة ويژگيهاي بينشي و گرايشي رهبر بررسي شده است. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد ويژگيهاي حضرت موسي(ع) در سه محور اصلي قابل دستهبندي است: ۱. ويژگيهاي بينشي، شامل علمآموزي، حکمت و توانمندي فکري؛ ۲. ويژگيهاي گرايشي، شامل محبت به خداوند، خوشگماني به خدا، آرامش روحي، شرح صدر، عدم دلبستگي به دنيا، خودسازي، جذابيت اخلاقي، اخلاص، آبرومندي و توانمندي؛ 3. ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي، شامل باور قلبي به نصرت الهي و خوشگماني به خداوند.
کليدواژهها: رهبر، الگوي رهبري، رهبري الهي، ويژگيهاي بينشي رهبر، ويژگيهاي گرايشي رهبر.
مقدمه
رهبري بهعنوان فرايندي پويا و تأثيرگذار نقش حياتي در هدايت و سازماندهي فعاليتهاي گروهي و اجتماعي ايفا ميکند. در واقع، رهبري عبارت است از توانايي هدايت و اعمال نفوذ بر ديگران؛ بهگونهايکه آنان با انگيزه و ميل دروني، بدون اجبار و اکراه، اهداف مشترک را دنبال کنند (Robinse & Judge, 2009, p.367). موفقيت و اثربخشي رهبري تا حد زيادي به ويژگيهاي شناختي، بينشي و گرايشي رهبر بستگي دارد؛ چراکه اين ويژگيها زمينهساز درک صحيح موقعيت، تصميمگيري هوشمندانه و ايجاد انگيزه در پيروان هستند و به رهبر امکان ميدهند تا نفوذ عميق و پايدار بر زيردستان خود داشته باشد. در مطالعات و نظريات مختلف رهبري، صاحبنظران به ويژگيهاي متعددي اشاره کردهاند که هر يک بهنحوي در موفقيت و اثربخشي رهبري مؤثر است؛ اما آنچه در اين پژوهش اهميت دارد، تمرکز بر دو جنبة کليدي بينشي و گرايشي است که از عوامل بنيادين در شکلگيري رفتار و تصميمات رهبران بهشمار ميرود و نقش تعيينکنندهاي در جلب اعتماد و پيروي پيروان ايفا ميکند.
بيان مسئله
رهبري بهعنوان يکي از مهمترين عوامل تأثيرگذار بر توسعه و پيشرفت جوامع، در جهان امروز با چالشهاي متعددي مواجه است که هم در سطح نظري و هم در عرصة عملي، ضرورت بازنگري و تبيين مجدد ويژگيهاي رهبران را ايجاب ميکند. در جهان اسلام، اين چالشها بهدليل عقبماندگيهاي مادي و تمدني، تفرقههاي فرقهاي، ضعف هماهنگي ميان کشورها و فشارهاي فرهنگي و سياسي استکبار جهاني، ابعاد پيچيدهتري يافته است. ازسويديگر، فقدان الگوهاي رهبري متناسب با مقتضيات زمان و مکان، و ناکافي بودن تبيين ويژگيهاي رهبران الهي در منابع ديني، بهويژه قرآن کريم، موجب شده است که رهبران معاصر در جهان اسلام نتوانند بهطور کامل نقش خود را در هدايت جامعه بهسوي سعادت و کمال ايفا کنند. با توجه به اهميت رهبري الهي بهعنوان الگويي جامع و کامل، بررسي ويژگيهاي بينشي و گرايشي حضرت موسي(ع) که در قرآن کريم بهعنوان يکي از برجستهترين رهبران معرفي شده است، ميتواند گامي مؤثر در پرورش رهبران متعالي و پاسخگويي به نيازهاي امروز جهان اسلام باشد. اين پژوهش در پي آن است که چگونه ميتوان با تبيين آنها، خلأهاي نظري و عملي موجود در رهبري معاصر را پر کرد و بهلحاظ نظري، اين تحقيق به تعميق فهم ويژگيهاي رهبري الهي ميپردازد و از جهت عملي، ميتواند راهنمايي براي تربيت مديران و رهبران متعهد و کارآمد در جوامع اسلامي باشد که با توجه به شرايط زماني و مکاني، قادر به مقابله با تهديدها و بهرهبرداري از فرصتها باشند. اين مسئله، ضرورت پژوهش حاضر را در چهارچوب مديريت فرهنگ سازماني و رهبري ديني برجسته ميسازد.
قرآن کريم، بهعنوان منبعي غني و جامع، الگوهاي برجستهاي از رهبري را براي هدايت جامعة انساني بهسوي سعادت و کمال معرفي کرده است و از ميان آنها الگوي رهبري حضرت موسي(ع) را بهعنوان نمونهاي کامل و جامع، از حيث ويژگيهاي بينشي و گرايشي خاص يک رهبر الهي بهتصوير ميکشد که ميتواند الهامبخش رهبران و مديران جوامع اسلامي در عصر حاضر باشد. شناخت و تحليل اين ويژگيها ميتواند به تقويت ساختارهاي رهبري در سازمانها و جوامع کمک کند و راهنمايي عملي براي تربيت رهبران شايسته فراهم آورد.
بر اين اساس، پژوهش حاضر درصدد پاسخ به این پرسش اصلي است: «ويژگيهاي حضرت موسي(ع) بهعنوان يک رهبر الهي در قرآن چيست؟» این پرسش خود به سه پرسش فرعي تحليل ميشود: 1. ويژگيهاي بينشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن چيست؟ 2. ويژگيهاي گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن چيست؟ 3. ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن چيست؟
تبيين و تحليل اين ويژگيها، علاوه بر غناي علمي، ميتواند در زمينههاي مديريتي و رهبري معاصر، بهويژه در جوامع اسلامي، کاربردي و راهگشا باشد.
پيشينة تحقيق
پيشينة پژوهش دربارة رهبري حضرت موسي(ع) در قرآن نشان ميدهد که تحقيقات متعددي دربارة نقش راهبري، ويژگيها و نحوة تعامل آن حضرت با قوم بنياسرائيل انجام گرفته و الگوهاي متنوع رهبري بر اساس آيات قرآن مورد بررسي قرار گرفته است. بااينحال در بیشتر پژوهشهاي پيشين، تمرکز اصلي بر جنبههاي کلي رهبري همچون تعامل، صبر، دعوت به وحدت، عوامل تربيتي و اخلاقي و نيز روشهاي مديريتي آن حضرت بوده و به ويژگيهاي بينشي و گرايشي کمتر توجه شده است (باقري و کاظمي نجفآبادي، ۱۳۹۲، ص۱۵۷). برخي مطالعات نيز به بررسي مؤلفههاي رهبري اصيل در شخصيت حضرت موسي(ع) پرداختهاند؛ از جمله: خودآگاهي، پردازش متوازن، وجدان دروني و شفافيت رابطه. اين مطالعات عمدتاً بهصورت تطبيقي ميان رهبري الهي و رهبري اصيل در انديشة غربي انجام شدهاند؛ اما در آنها نيز بُعد دلالت آيات بر ويژگيهاي بينشي و گرايشي کمتر بررسي شده است (بيدکي و ديگران، ۱۴۰۰). همچنين شماري از مقالات، عوامل انساني ـ الهي و ابزارهاي مديريتي حضرت موسي(ع) را در فرايند هدايت الهي طبقهبندي کرده و بر پاية دادههاي تفسيري، ارتباط ميان رهبر الهي و پيروان را تحليل نمودهاند (محمدزاده، ۱۳۹۵). افزونبراين، در پژوهشهاي گستردهتر حوزة مديريت اسلامي معمولاً موضوعاتي مانند برنامهريزي، تصميمگيري و شايستهسالاري از منظر آيات قرآن و رهبران الهي ـ از جمله حضرت موسي(ع) ـ بررسي شده است (گروهي از نويسندگان، ۱۳۸۷، ج3). با وجود تکرار و تنوع پژوهشها در اين حوزه، تمايز و ضرورت تحقيق حاضر در این است که براي نخستينبار ويژگيهاي بينشي و گرايشي رهبري حضرت موسي(ع) بهصورت مستقل و بر پاية دلالت آيات قرآن تحليل ميشود. ازاينرو نوآوري مقاله در پاسخ به خلأ نظري موجود دربارة ابعاد بينشي و گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن کريم است.
روش تحقيق
روش تحقيق در اين پژوهش، توصيفي ـ تحليلي ـ تفسيري است و بررسي و تبيين ويژگيهاي بينشي و گرايشي حضرت موسي(ع) در قرآن کريم به اين روشها صورت ميگيرد. تحقيق توصيفي بهمعناي توصيف دقيق، منظم و عيني پديدهها، شرايط يا وضعيتهاي موجود است که بدون دستکاري يا تغيير متغيرها، ويژگيها و ابعاد موضوع مورد مطالعه را شناسايي و گزارش ميکند (رمضانپور، 03/04/1404). اين روش به پژوهشگر امکان ميدهد تا وضعيت کنوني يک پديده را بهصورت جامع و دقيق تشريح کند و اطلاعات پايهاي لازم را براي فهم عميقتر موضوع فراهم آورد. روش تحليلي به بررسي روابط، علل و پيامدهاي پديدهها ميپردازد و با تحليل دقيق دادهها، به کشف معاني و دلالتهاي پنهان در متن يا پديدة مورد نظر کمک ميکند. اين روش معمولاً در کنار روش توصيفي بهکار ميرود تا علاوه بر توصيف، بتوان به تبيين و تحليل عميقتر موضوع پرداخت؛ اما روش تفسيري در پژوهشهایی استفاده میشود که برای استخراج دادههای مورد نیاز برای پژوهش و حل مسئلة مورد نظر، به کشف مراد صاحب متن از مسئله و موضوع مورد بحث نیاز است (در پژوهش حاضر متن ما قرآن و ماتن خداوند متعال است) و سپس به کشف روابط دادهها و جمعبندي دلالي آنها براي بهرهگيري از آنها در حل پرسشهاي فرعي بدنة بحث اقدام میکنيم.
پژوهش حاضر با بهرهگيري از روش پيشگفته، با نگاهي جامع و عميق به ويژگيهاي بينشي و گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن ميکوشد اصل اين ويژگيها و نقش آنها را در هدايت و رهبري موفق ايشان بهصورت مستند تبيين کند؛ بنابراين براي حل مسئله، مباحث را در سه محور ويژگيهاي بينشي، ويژگيهاي گرايشي و ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي رهبري حضرت موسي(ع) در قرآن بررسي ميکند.
1. مفهومشناسي
وجود انسان از ابعاد و ساحات مختلفي تشکيل شده است: جسم و روح. بعد نفساني يا روحاني انسان، حقيقتي است که خودش داراي سه ساحت است: 1. ساحت معرفتي، شناختي يا بينشي؛ 2. ساحت احساسي، عاطفي يا گرايشي؛ 3. ساحت فعلي، رفتاري يا کرداري (رضواني و شريفي، 1398، ص21).
انسان داراي دو ويژگي بنيادين است: اول ادراک و دوم اراده. در حوزة ادراک، علم و شناخت نقش دارند که به آن «بينش» گفته ميشود و در حوزة اراده نیز ميل، رغبت و انگيزش مؤثرند که به آن «گرايش» اطلاق ميگردد. اين دو عامل اساسي، يعني بينش و گرايش، زمينهساز پيدايش رفتارهاي انسانياند. بنابراين، شناخت بهتنهايي قادر به ايجاد رفتار نيست؛ چراکه ممکن است فردي بداند رفتاري مفيد است، اما برخلاف آن عمل کند. به اين ترتيب، رفتارها تنها معلول ادراک و شناخت نيستند؛ بلکه نيروي ديگري بهنام انگيزش و هيجانات، که ناشي از احساسات و عواطف است نيز در شکلگيري رفتارها مؤثر است (جلالي، ۱۳۸۰، ص۴۵).
1ـ1. ويژگيهاي بينشي
ويژگيهاي بينشي به مجموعه تواناييهاي فکري، تحليلي و درک عميق محيط و موقعيت اشاره دارد که رهبر را قادر ميسازد تا تصميمات مؤثر و راهبردي اتخاذ کند. در منابع اسلامي و مديريت اسلامي، بينش عاملي کليدي براي تعالي روحي و کمال معنوي انسان شمرده ميشود که رهبر را قادر ميسازد تا در مسير هدايت جامعه بهسوي سعادت گام بردارد.
2ـ1. ويژگيهاي گرايشي
در نفس انسان چند گرايش اصلي وجود دارد که منشأ اصلي فعاليتهاي او محسوب ميشوند و به «غرايز اصلي» معروفاند. از اين غرايز اصلي، ساير گرايشها و تمايلات انساني، که از نظر کمّي بسيار و از جهت کيفي پيچيدهاند و منشأ رفتارهاي متنوع ميشوند، سرچشمه ميگيرند. سه غريزة اصلي انسان عبارتاند از:
1. حب بقا: يعني تمايل انسان به ماندگاري و زندگي پايدار. اين غريزه منشأ سلسلهاي از تلاشها و فعاليتهاي انسان است. حب بقا که نخستين غريزة اصلي انسان است، تحت تأثير «علم و معرفت» در دو شکل متفاوت بروز مييابد و به دو نوع کاملاً متمايز از فعاليتهاي انساني منجر ميشود. ميزان علم و دانش افراد متفاوت است و دادهها و اطلاعات متنوعي در ذهن انسان شکل ميگيرد که سبب تنوع و اختلاف رفتارهاي ظاهري ميشود.
2. حب کمال: دومين غريزة اصلي انسان است که علاوه بر خواست بقا و عمر طولاني، تمايل به رشد و تکامل دارد. اين کمالخواهي در دو شاخة اصلي «تکامل علمي» و «تکامل قدرت» تبلور مييابد. بنابراين، «حقيقتجويي» و «قدرتطلبي» دو ميل مهماند که شاخههاي اصلي ميل اساسيتر «کمالخواهي» انسان شمرده ميشوند.
3. لذتجويي و سعادتطلبي: سومين غريزة اساسي انسان است که علاوه بر بقا و کمال، ميل به لذت و شادي دارد و ميخواهد زندگي خود را با خوشي و رضايت سپري کند.
اين سه غريزه، که همگي از ريشة «حب نفس» نشئت ميگيرند، هر يک بهمنزلة تنهاي هستند که شاخهها و فروع متعددي از آن رشد ميکنند و تحت تأثير عوامل مختلف، منشأ فعاليتها و رفتارهاي گوناگون انساني ميشوند (مصباح يزدي، 1388، ص185ـ187).
شناخت دقيق اين ويژگيهاي گرايشي در انسان، بهويژه در رهبران الهي مانند حضرت موسي(ع)، ميتواند به درک بهتر چگونگي شکلگيري رفتارها و تصميمگيريهاي آنان کمک کند و چهارچوبي علمي براي تحليل رهبري از منظر قرآن فراهم آورد. نمودار شمارة 1 عوامل مؤثر بر رفتار انسان را تبيين ميکند.
نمودار 1. عوامل مؤثر بر رفتار انسان
در ادبيات رفتار سازماني، نقش گرايشها بهعنوان عوامل مؤثر بر رفتار انسان بهطور گسترده مورد توجه قرار گرفته است. گرايشهاي مختلفي که در اين حوزه شناسايي شدهاند، به شرح زير قابل دستهبندي و تحليلاند:
1. گرايش به بقا يا حيات: اين گرايش شامل نيازهاي اساسي، مانند تأمين معاش، تغذيه، فراهم بودن محيط قابل زيست، تنظيم نظم خواب و بيداري، رهايي از فشارهاي رواني (تنيدگي)، حفظ سلامت، اجتناب از خطر و دفاع از خود و گروه است.
2. گرايش به تعلق: اين گرايش بيانگر نياز به دلبستگي، مراقبت، حفاظت، شناسايي، قابليت ارتباط با ديگران، خوشمشربي و مراودههاي اجتماعي است.
3. گرايش به لذت: شامل جستوجوي راحتي، نيازهاي جنسي، مصرف غذا و نوشيدنيهاي خوشمزه، ورزش و استراحت، تجربة تازگي، تفريح و زيبايي ميشود.
4. گرايش به کسب اطلاعات: اين گرايش مرتبط با تحريک حواس، هدايتها، محرکها، نشانهها، بازخورد، دانش و شناخت است.
5. گرايش به تسلط: شامل شايستگي، کنترل، مالکيت، استقلال، کسب موقعيت و قدرت است.
6. گرايش به بازي: اين گرايش شامل اکتشاف، هوش، نقشههاي تخيلي، مخاطرهجويي، رقابت، آزمايش، و خلاقيت و نوآوري است.
7. گرايش به وقار و بزرگي: مرتبط با احترام به خود و ديگران، جلال و وحدت شخصيت (انسجام رواني) است.
8. گرايش به معنابخشي: اين گرايش در سطح فردي، فرهنگي و جهاني عمل ميکند و نقش تلفيقکنندة ساير غرايز را دارد تا به هر وضعيت و تجربهاي که فرد با آن مواجه ميشود، معنا و مفهوم بخشد (رضائيان، ۱۳۸۴، ص۱۹۷).
نمودار شمارة 2 انواع گرايشها را بهصورت تصويري نمايش ميدهد و نشاندهندة تنوع و گستردگي اين عوامل در شکلدهي به رفتارهاي انساني است. شناخت دقيق و تحليل اين گرايشها در رفتارهاي سازماني و رهبري، بهويژه در چهارچوب رهبري الهي و قرآني مانند حضرت موسي(ع) ميتواند به درک عميقتر از ماهيت تصميمگيريها و رفتارهاي رهبران کمک کند و زمينهساز توسعة نظريههاي رهبري متکي بر منابع ديني شود. نمودار شمارة 2 انواع گرايشها را نشان ميدهد.
نمودار 2. انواع گرايشهاي انسان
پس از مفهومشناسي و تبيين مباني روششناختي پژوهش، اکنون به تبيين ويژگيهاي اين رهبر الهي در سه عرصة متمايز و درعينحال مرتبط ميپردازيم: ويژگيهاي بينشي که به نگرش و شناخت عميق ايشان از حقايق هستي و مسير هدايت مربوط است؛ ويژگيهاي گرايشي که تمايلات دروني، عواطف و ارادة مصمم آن حضرت را نمايان ميسازد؛ و در نهايت، ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي که ترکيبي از معرفت الهي و انگيزش در جهت تحقق رسالت الهي را نشان میدهد. واکاوي اين سه ساحت از شخصيت حضرت موسي(ع)، الگويي يکپارچه از رهبري الهي را پيش روي مینهد و ميتواند چراغي فراراه سياستگذاران و رهبران جوامع معاصر باشد.
2. ويژگيهاي بينشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن
اين تحقيق نشان ميدهد که ويژگيهاي شناختي و بينشي حضرت موسي(ع) در قرآن شامل سه محور اصلي است: نخست، علمآموزي مستمر و جستوجوي دانش که زمينهساز درک عميق و حکمت الهي در تصميمگيريهاي ايشان بوده است؛ دوم، بهرهمندي از حکمت الهي که در آيات متعدد بهعنوان سرچشمة تدبير و راهنمايي در مواجهه با چالشها به آن اشاره شده است؛ و سوم، باور قلبي و عميق به نصرت و حمايت خداوند که موجب استقامت و اعتماد به نفس حضرت موسي(ع) در مسير رهبري و هدايت مردم شده است. اين سه ويژگي شناختي و بينشي، بنيان اصلي موفقيت رهبري ايشان را شکل داده و الگويي کامل و الهامبخش براي رهبران معاصر فراهم آورده است.
1ـ2. علمآموزي
شناخت و معرفت، پايه و اساس رفتار شايسته و اخلاقي انسان است. به همين دليل، انبيای الهي نهتنها خود بهدنبال کسب علم و دانش بودند، بلکه در تربيت پيروان خود نيز ابتدا بر انتقال معرفتهاي لازم تأکيد داشتند. اهميت علمآموزي و کسب شناخت از آن جهت است که انسان با بهرهمندي از علم ميتواند به صفات برجستة انساني، مانند شرافت نفس، بردباري، گذشت و حسن خلق دست يابد. امير مؤمنان علي(ع) رابطة ميان علم و صفات انساني را چنين بيان ميکنند: «الحُکماءُ اشرف الناسِ انفساً واکثرهم صبراً واسرَعَهُم عفواً واوسعَهُم اخلاقاً» (تميمي آمدي، 1401ق، ص120)؛ يعني حکيمان در ميان مردم شريفترين، بردبارترين، بخشندهترين و خوشخلقترين افرادند. همچنين ايشان ميفرمايند: «کمال العلمِ الحِلم»؛ کمال دانش، بردباري است.
قرآن کريم نيز نقش معرفت و شناخت را در شکلگيري ويژگيهاي شخصيتي و اخلاقي انسان بهزيبايي تبيين ميکند. در جريان داستان حضرت موسي و حضرت خضر ميفرمايد: «فَوَجَدا عَبْداً مِنْ عِبادِنا آتَيْناهُ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنا وَعَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنّا عِلْماً قالَ لَهُ مُوسى هَلْ أَتَّبِعُكَ عَلى أَنْ تُعَلِّمَنِ مِمّا عُلِّمْتَ رُشْداً قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطِيعَ مَعِيَ صَبْراً وَكَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْرًا» (کهف: 65ـ68)؛ موسي به او گفت: آيا اجازه ميدهي که تو را پيروي کنم تا از آنچه به تو آموختهاند، ماية رشد به من بياموزي؟ گفت: تو هرگز نميتواني با من صبر کني و چگونه ميتواني بر چيزي که به آن احاطه نداري، صبر کني؟ در اين آيات، علت اعتراض حضرت موسي(ع) به حضرت خضر(ع) عدم آگاهي و شناخت کافي از حکمت کارهاي خضر بيان شده است. خداوند متعال براي آنکه حضرت موسي(ع) بتواند رسالت عظيم هدايت مردم از ظلمت به نور را بهخوبي به انجام رساند، علم، حکمت و معجزه را به او عنايت فرموده است. اين علمآموزي و بهرهمندي از حکمت الهي، از مهمترين ويژگيهاي شناختي و بينشي حضرت موسي(ع) بهشمار ميآيد که نقش اساسي در موفقيت رهبري ايشان داشته است.
2ـ2. حکمت
معرفت و دانش بهتنهايي براي تشخيص راه درست کافي نيست؛ بلکه بايد قدرت تمييز حق از باطل نيز در فرد وجود داشته باشد تا بتواند از دانش خود در فهم و تحليل امور بهرهمند شود. قرآن کريم به اين دو ويژگي همزمان اشاره ميکند: «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ» (يوسف: 22)؛ و هنگامي که يوسف به سن کمال رسيد، حکمت و دانش به او عطا کرديم و ما نيکوکاران را چنين پاداش ميدهيم. در اين آيه، «حکم» بهتعبير برخي مفسران، بهمعناي عقل، فهم و قدرت داوريِ صحيح آمده است (طبري، 1412ق، ج12، ص106؛ مکارم شيرازي، 1371، ج16، ص40). «حکمت» توانايي درک، فهم و تحليل مسائل است و ازهمینرو در کنار علم قرار گرفته است؛ چراکه علم بهتنهايي براي تشخيص امور کافي نيست و تنها زماني مفيد و کارآمد است که همراه با قدرت تمييز و تشخيص باشد. برخي مفسران حکم را بهمعناي «قول فصل» و «حق مطلب» در هر موضوع و همچنين بهمعناي رفع شبهه و ترديد در مسائلي که محل اختلاف است، دانستهاند. اين معنا اقتضا ميکند که دارندة حکمت در تمامي معارف انساني، چه دربارة مبدأ، معاد، اخلاق يا شريعت و آداب مربوط به جامعة بشري، داراي رأيي صائب و قطعي باشد (طباطبائي، 1374، ج11، ص159). بدين ترتيب، حکمت بهعنوان ويژگي شناختي ـ بينشي، مکمل علم است و نقش مهمي در توانمندسازي رهبر الهي مانند حضرت موسي(ع) در تشخيص درست مسير هدايت و تصميمگيريهاي حکيمانه ايفا ميکند. نمودار شمارة 3 ويژگيهاي بينشي حضرت موسي(ع) را از منظر آيات قرآن نشان ميدهد.
نمودار 3. ويژگيهاي بينشي حضرت موسي(ع)
3. ويژگيهاي گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن
گرايشها و تمايلات متنوعي در وجود انسان به وديعه نهاده شده است که هر يک نقش مهمي در شکلگيري شخصيت و مسير زندگي فرد ايفا ميکنند. شناخت دقيق اين گرايشها و بهرهگيري صحيح از آنها زمينهساز شکوفايي استعدادهاي دروني و حرکت بهسوي کمال و قرب الهي خواهد بود. در اين راستا، بررسي ويژگيهاي گرايشي انبيای الهي، بهويژه حضرت موسي(ع)، که يکي از برجستهترين پيامبران در قرآن کريم است، ميتواند الگوي ارزشمندي براي فهم بهتر اين ظرفيتهاي دروني فراهم آورد. در ادامه، برخي از گرايشهاي برجستة حضرت موسي(ع) در قرآن تحليل ميشود.
1ـ3. محبت به خداوند
محور و جوهرة دين، ايمان و محبت به خداوند است. ايمان و محبت به خداوند انسان را به محبوب حقيقي پيوند ميدهد و وي را در مسير الهي به حرکت واميدارد. محبت به خدا يکي از گرايشهاي بنيادين انسان است که نقش تعيينکنندهاي در شکلگيري رفتار و کردار وي دارد. از آثار بارز محبت الهي ميتوان به مواردي چون اطاعت و تبعيت از فرمان خدا، پرهيز از گناه، تولي و تبري، ترجيح دادن خداوند بر ساير محبوبها، ذکر و ياد مستمر خدا، نماز شب و مناجات، احسان و نيکوکاري، جهاد و شهادت، ترک هواپرستي، صبر و تحمل در برابر سختيها، اخلاص، صدق و راستي، خودسازي و تزکية نفس، انفاق و استغفار، و اهتمام به نماز اشاره کرد.
تعبيرات خالصانة موسي(ع) هنگام دريافت مأموريت، نشانهاي از عشق و ايمان او به خداست؛ زيرا با اطمينان، هرچه در دل دارد، عرضه ميکند و تنها از خدا ياري ميخواهد. درخواستهاي او يک گفتوگوي عاشقانه و مؤمنانه با پروردگار است که از محبتي عميق به ذات او حکايت دارد (طه: 24ـ28). در برخي روايات، دين بهمعناي محبت تبيين شده است. امام صادق(ع) ميفرمايند: «وَهَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحُبُّ؟ إِنَّ اللَّهَ يَقُولُ: قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ، وَقَالَ: يُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَيْهِمْ، وَهَلِ الدِّينُ إِلَّا الْحَبُّ» (مجلسي، 1403ق، ج27، ص95). آيا دين چيزي جز محبت است؟ خداوند ميفرمايد: «اگر خدا را دوست داريد، از من پيروي کنيد تا خدا شما را دوست بدارد». همچنين در روايات به راههاي کسب محبت الهي اشاره شده است. پيامبر اکرم(ص) فرمودند: «أَوْحَى اللَّهُ إِلَى نَجِيِّهِ مُوسَى يَا مُوسَى أَحِبَّنِي وَحَبِّبْنِي إِلَى خَلْقِي فَقَالَ يَا رَبِّ أَنَا أُحِبُّكَ فَكَيْفَ أُحَبِّبُكَ إِلَى خَلْقِكَ؟ قَالَ اذْكُرْ لَهُمْ نَعْمَائِي عَلَيْهِمْ وَبَلَائِي عِنْدَهُمْ فَإِنَّهُمْ لَا يَذْكُرُونَ إِذْ لَا يَعْرِفُونَ مِنِّي إِلَّا كُلَّ خَيْرٍ» (ورامبنابيفراس، 1369، ج2، ص196). خداوند به موسي(ع) وحي کرد: «مرا دوست بدار و محبوب بندگانم گردان». موسي عرض کرد: «پروردگارا! من تو را بيش از همه دوست دارم؛ اما چگونه محبت تو را در دلهاي بندگان ايجاد کنم؟» خداوند فرمود: «نعمتها و بلايا و امتحاناتم را به آنان يادآور شو؛ زيرا آنان جز خوبي از من نميشناسند و بهياد نميآورند. اين آموزهها بيانگر آن است که محبت به خداوند، نهتنها سرچشمة ايمان و عمل صالح است، بلکه مسير رسيدن به قرب الهي و کمال انساني را هموار ميسازد و از مهمترين گرايشهاي دروني انسان بهشمار ميرود. شناخت و تعميق اين محبت، زمينهساز رشد معنوي و تحقق اهداف دين است.
2ـ3. عدم دلبستگي به دنيا
عدم دلبستگي رهبر به دنيا يکي از اصول بنيادين در رهبري موفق و اثربخش جامعه است. رهبري که گرفتار تعلقات دنيوي و مطامع شخصي نباشد، ميتواند با نگاه بلندمدت و جامعنگر به ادارة امور بپردازد و تصميمهايي عادلانه و حکيمانه اتخاذ کند. اين ويژگي مانع از انحراف رهبر بهسوي منافع زودگذر و مادي ميشود و زمينهساز تمرکز بر اهداف کلان، عدالت اجتماعي و رشد معنوي جامعه است. در واقع «عدم دلبستگي به دنيا» رهبري را از فساد، تبعيض و خودمحوري دور ميسازد و موجب ميشود که او در مسير خدمت به مردم و تحقق ارزشهاي اخلاقي و انساني گام بردارد.
از منظر قرآن کريم، دنيا عرصهاي گذرا و فريبنده است که نبايد قلب انسان و بهويژه رهبران جامعه را به خود مشغول کند. قرآن زندگي دنيوي را متاعي زودگذر و محدود معرفي ميکند و هشدار ميدهد که آرزوهاي مادي و تعلقات دنيايي ميتوانند انسان را از مسير حق منحرف سازند (لقمان: 33؛ حديد: 20؛ آلعمران: 185 و 196؛ انعام: 70؛ جاثيه: 35). در اين چهارچوب، رهبران الهي بايد بهگونهاي تربيت شوند که دلهايشان از زنجيرهاي هوا و هوس آزاد باشد و تنها به خداوند متکي باشند.
سيرة حضرت موسي(ع) نمونهاي بارز از اين ويژگي است. آن حضرت پس از مبعوث شدن به نبوت و رسالت وارد وادي مقدسي شد که در آن بايد از تمامي تعلقات دنيوي، چه در ظاهر مانند کفش و چه در باطن، دل بکند (مجلسي، 1403ق، ج13، ص65ـ66). قرآن کريم اين حقيقت را اينگونه بازگو ميکند: «إِنِّي أَنَا رَبُّكَ فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ اَلْمُقَدَّسِ طُوىً» (طه: 12)؛ بهيقين اين منم پروردگار تو؛ پس کفش خود را از پايت بيفکن؛ زيرا تو در وادي مقدس طوي هستي. اين رهايي از دنيا، زمينهساز تمرکز کامل ايشان بر رسالت الهي و توانمندي در مواجهه با چالشهاي بزرگ بود. حضرت موسي(ع) با دوري از دلبستگيهاي مادي توانست مأموريت خطير هدايت فرعون و قومش را با صبر، حکمت و توکل به خداوند بهانجام رساند و الگويي بينظير براي رهبران الهي بهجاي گذارد.
عدم دلبستگي به دنيا بهعنوان يکي از ويژگيهاي گرايشي کليدي در رهبري، موجب ميشود که رهبران با تمرکز بر اهداف الهي و معنوي، از انحرافات ناشي از تعلقات مادي دوري کنند و مسير هدايت جامعه را با استقامت، عدالت و صداقت طي نمايند. اين ويژگي در قرآن و سيرة حضرت موسي(ع) بهعنوان شرطي اساسي براي تحقق رهبري موفق و اثرگذار مورد تأکيد قرار گرفته است.
3ـ3. اخلاص داشتن
اخلاص بهمعناي انجام عمل صرفاً براي خداوند و پاک بودن نيت از هر گونه انگيزة غيرالهي است (رفيق، 1999م، ص26). در قرآن کريم، واژگان مشتق از اخلاص به انجام عبادات و طاعات تنها براي خدا، دل بريدن از غير او، عدم درخواست پاداش از غير خدا و نفي شرک و ريا اشاره دارند. اخلاص، ازآنجاکه بهمعناي انجام عمل فقط براي خداست، با شرک و ريا که بهمعناي انجام عمل براي غير خداست، ناسازگار و جمعناشدنی است. آياتي که به نفي شرک و ريا پرداختهاند، بهطور ضمني بر اهميت اخلاص تأکيد دارند. در روايات نيز اخلاص يکي از اسرار الهي شمرده شده است که خداوند آن را در قلب بندة مؤمن قرار ميدهد (نوري، 1408ق، ج1، ص101).
«مُخلَص» به کسي گفته ميشود که خداوند او را براي خود خالص کرده است و هيچ شريکي در او و اعمالش وجود ندارد؛ اين مقام، بالاترين مرتبة عبوديت و بندگي است. اخلاص بهعنوان يکي از ويژگيهاي گرايشي در رهبران الهي، نقش محوري در هدايت صحيح و مؤثر جامعه ايفا ميکند. رهبري بدون اخلاص ممکن است به انحراف از مسير حق و خدمت به منافع شخصي يا گروهي منجر شود. در قرآن کريم تأکيد فراواني بر پاک بودن نيت و انجام عمل صرفاً براي خداوند شده است؛ چراکه اين ويژگي زمينهساز صداقت، استقامت و عدالت در رهبران است. اخلاص موجب ميشود که رهبر در مواجهه با سختيها و آزمونها، از مسير الهي منحرف نشود و بتواند به بهترين شکل مأموريت خود را در راه اصلاح و هدايت جامعه بهانجام رساند.
خداوند حضرت موسي(ع) را بهواسطة ويژگيهاي باطني و کرامات ظاهري، براي خود خالص کرده بود. زندگي موسي سرشار از ابتلائات و آزمونهاي الهي بود: ابتدا از مادر و خانواده جدا شد و تحت سرپرستي فرعون قرار گرفت؛ سپس در پي ياري مظلومي برآمد؛ اما ناخواسته فرد متجاوزي را بهقتل رساند و از بيم مجازات فرار کرد؛ سالها به شباني پرداخت و در مسير بازگشت به وطن، نور الهي را از کوه طور از پشت شجره مشاهده کرد و مأمور به ابلاغ رسالت شد. خداوند به او فرمان داد تا فرعون طغيانگر و قومش را که به متاع دنيوي گرايش داشتند و بنياسرائيل را با ظلم و ستم به استضعاف کشانده بودند، انذار کند. با آنکه موسي(ع) سالها در قصر فرعون ـ يکي از بزرگترين پادشاهان زمين ـ رشد يافته بود، رفاه و اشرافيت نتوانست او را از ياري مستضعفان و کمک به رهايي آنان از شرايط سخت بازدارد. او بهفرمان الهي بنياسرائيل را از ظلم و ستم فرعونيان رهانيد. قرآن کريم اين ويژگي گرايشي موسي(ع) را اينگونه توصيف ميکند: «وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مُوسَى إِنَّهُ كَانَ مُخْلَصًا وَكَانَ رَسُولًا نَبِيًّا» (مريم: 51)؛ و در اين کتاب، موسي را ياد کن که او فردي مخلص و فرستادهاي پيامبر بود. نمودار شمارة 4 ويژگيهاي گرايشي حضرت موسي(ع) را نشان ميدهد.
نمودار 4. ويژگيهاي گرايشي حضرت موسي(ع)
4. ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع) در قرآن
1ـ4. باور قلبي به نصرت الهي
معرفت عميق به خداوند و باور به حضور و نظارت دائم او در همة صحنهها موجب ميشود که انسان در مواجهه با بحرانها و شرايط دشوار، آرامش خود را حفظ کند و از اتخاذ تصميمهاي عجولانه و نادرست بپرهيزد. اين آرامش و اطمينان دروني زمينهساز تسلط کامل بر امور و مديريت هوشمندانة شرايط مطابق با ارادة الهي است. حضرت موسي(ع) با باور راسخ و يقيني به خداوند، نصرت و ياري الهي را امري قطعي و حتمي ميدانست. ازهمينرو هنگامي که به رود نيل رسيد و لشکر دشمن بهسرعت به بنياسرائيل نزديک ميشد، مردم دچار نگراني و اضطراب شدند و گفتند: «دشمن دارد به ما ميرسد و گرفتار خواهيم شد». در اين لحظه، حضرت موسي(ع) با اطمينان پاسخ داد: «حاشا! پروردگار من با من است و بهزودي مرا هدايت خواهد کرد»؛ سپس به او وحي شد که با عصايش به دريا بزند؛ آنگاه دريا شکافته شد و بنياسرائيل توانستند بهسلامت از آن عبور کنند. اين نمونة بارز، نشاندهندة نقش باور قلبي به نصرت الهي در حفظ آرامش، اعتماد به نفس و موفقيت رهبر الهي در مواجهه با بحرانهاست.
2ـ4. خوشگماني به خداوند
خوشگماني به خداوند بهعنوان يکي از اصول بنيادين ايمان، نقش مهمي در حفظ تعادل رواني و معنوي انسان دارد. اين ويژگي، انسان را از نااميدي و يأس دور و او را به تلاش مستمر و اميدواري به رحمت الهي ترغيب ميکند. بررسي نمونههاي قرآني و روايي، بهويژه زندگي حضرت موسي(ع)، نشان ميدهد که خوشگماني به خداوند زمينهساز توکل واقعي و موفقيت در مسير بندگي است. خوشگماني به خداوند بهمعناي اميدواري به رحمت و لطف الهي است؛ درحاليکه بدگماني به خداوند بهمعناي نااميدي از رحمت اوست. انسان مؤمن بايد ضمن بيم از عذاب الهي، هرگز از رحمت خدا مأيوس نشود. او موظف است که به وظايف خود عمل کند؛ نيت خود را خالص نگه دارد؛ از گناهانش بترسد و درعينحال به عفو و بخشش پروردگار اميدوار باشد. اين تعادل ميان ترس و اميد، از ارکان اساسي زندگي معنوي است.
قرآن کريم بدگماني به خدا را يکي از ويژگيهاي بارز مشرکان و منافقان معرفي ميکند: «وَيُعَذِّبَ الْمُنَافِقِينَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِكِينَ وَالْمُشْرِكَاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا» (احزاب: 62)؛ خداوند مردان و زنان منافق و مشرک را عذاب ميکند؛ کساني که به خدا بدگماناند و به همين سبب در حصار بدبيني گرفتار شدهاند، غضب و لعنت خدا بر آنان باد و جهنم جايگاه نهايي آنهاست. امام رضا(ع) نيز ميفرمايند: «احسن الظن بالله، فإن الله عزوجل يقول: أنا عند ظن عبدي المؤمن بي، إن خيرًا فخيرًا وإن شرًا فشرًا» (کلینی، 1407ق، ج2، ص72)؛ به خداوند خوشگمان باش؛ زيرا خداوند ميفرمايد: من نزد گمان بندة مؤمنم هستم؛ اگر خوشگمان باشد، بهخوبي با او رفتار ميکنم و اگر بدگمان باشد، بهبدي رفتار خواهم کرد.
خوشگماني حضرت موسي(ع) در قرآن کريم بهوضوح بهتصوير کشيده شده است. پس از آنکه حضرت موسي(ع) يکي از فرعونيان را به کام مرگ فرستاد، با ترس و نگراني از شهر بيرون رفت و به درگاه خداوند چنين عرضه داشت: «رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» (قصص: 21). او در شرايط دشوار با توکل به خدا، پس از آنکه به گوسفندان حضرت شعيب(ع) آب داد، بهسوي سايه برگشت و گفت: «فَقَالَ رَبِّ إِنّي لِمَا أَنْزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ» (قصص: 24)؛ پروردگارا! من به هر خيري که از سوي تو نازل شود، نيازمندم. اين نمونهاي بارز از خوشگماني و توکل حضرت موسي(ع) است که موجب شد نيازهاي مادي و معنوي او، شامل همسر، مال، شغل و امنيت تأمين شود. نمودار شمارة 5 ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي حضرت موسي(ع) را از منظر آيات قرآن نشان ميدهد.
نمودار 5. ويژگيهاي بينشي ـ گرايشي رهبري الهي حضرت موسي(ع)
نتيجهگيري
تربيت رهبران کارآمد و شايسته در حوزة مديريت، از جمله ضرورتهاي اساسي هر جامعه براي مواجهه با چالشهاي پيچيده و تحقق توسعة پايدار است. قرآن کريم بهعنوان منبعي جامع و الهامبخش، الگوهاي متعددي از رهبري را ارائه ميدهد که بررسي ويژگيهاي بينشي و گرايشي پيامبران، بهويژه حضرت موسي(ع)، ميتواند چهارچوبي علمي و عملي براي تربيت رهبران در جامعة اسلامي فراهم آورد. يافتههاي تحقيق نشان ميدهد که موفقيت و اثربخشي رهبري حضرت موسي(ع) برخاسته از ترکيب متعادل ايمان، عقلانيت و گرايشهاي الهي است. در ساحت بينشي، عناصري چون علمآموزي، حکمت و درک ژرف از سنتهاي الهي، بنيان معرفتي رهبري ايشان را شکل ميدهد و زمينة تصميمگيريهاي درست و هدايتگر را فراهم ميسازد. در ساحت گرايشي، عواملی چون محبت به خداوند، اخلاص و دوري از دلبستگيهاي دنيوي، نشانگر روحية الهي و ارادة استوار ايشان در انجام رسالت الهي است؛ و در نهايت، در ساحت بينشي ـ گرايشي، مؤلفههايي چون باور قلبي به نصرت الهي و خوشگماني به خداوند، وحدتي ميان معرفت و ايمان دروني پديد ميآورد که سرچشمة آرامش، اميد و پايداري در برابر چالشهاست. اين ويژگيها، نهتنها موجب تقويت اعتماد و اقتدار رهبر ميشوند، بلکه مسير تحقق رهبري متعالي و الهي را در جامعه هموار ميسازند.
بااينحال، محدوديتهاي اين پژوهش در تحليل صرفاً متون قرآني و عدم بررسي تطبيقي با ساير منابع ديني و تاريخي، فرصتهايي براي تحقيقات بعدی فراهم ميآورد. پيشنهاد ميشود که مطالعات آينده به تحليل جامعتر و چندجانبة ويژگيهاي رهبري پيامبران بپردازند و نقش اين ويژگيها را در شرايط معاصر مديريت و رهبري بررسي کنند. در نهايت، بهرهگيري از آموزههاي قرآني و الگوهاي پيامبران، بهويژه حضرت موسي(ع)، ميتواند مبناي مستحکمي براي توسعة رهبري متعالي در جوامع اسلامي بوده و راهگشاي تربيت رهبراني هوشمند، اخلاقمدار و توانمند در مواجهه با چالشهاي فردي و اجتماعي باشد.
- قرآن کریم. ترجمة ناصر مکارم شیرازی.
- باقری، مصباحالهدی و کاظمی نجفآبادی، محمدرضا (1392). تبیین الگوی رهبری قوم بنیاسرائیل بهدست حضرت موسی(ع)؛ پژوهشی قرآنی. اندیشة مدیریت راهبردی، 7(2)، 157ـ188.
- بیدکی، زهرا؛ دادجو، یدالله؛ حاجیها، عباس و علمالهدی، علی (1400). بررسی و تحلیل چهار ویژگی رهبری اصیل در قرآن بر اساس دلالتهای داستان حضرت موسی(ع). مدیریت در دانشگاه اسلامی، 10(2)، 43ـ66.
- تمیمی آمدی، عبدالواحدبنمحمد (1401ق). غرر الحکم و درر الکلم. تحقیق/تصحیح: سیدمهدی رجائی. قم: دار الکتب الاسلامیه.
- جلالی، حسین (1380). درآمدی بر بحث بینش، گرایش، کنش و آثار متقابل آنها. معرفت. 10(50)، 45ـ55.
- رضائیان، علی (1384). مبانی مدیریت رفتار سازمانی. تهران: سمت.
- رضوانی، علی و شریفی، احمدحسین (1398). قرآن و ارزشهای اخلاقی ناظر به ساحتهای سهگانة وجودی انسان. معرفت اخلاقی، 10(2)، 19ـ34.
- رفیق، العجم (1999م). موسوعة مصطلحات التصوف الإسلامی. بیروت: مکتبة لبنان ناشرون.
- رمضانپور، امیر (03/04/۱۴۰۴). تحقیق توصیفی ـ پیمایشی (Descriptive Survey Research). سیویلیکا. قابل بازیابی از: https://civilica.com/note/12811.
- طباطبائی، سیدمحمدحسین (1374). المیزان فی تفسیر القرآن. ترجمة سیدمحمدباقر موسوی همدانی. قم: جامعة مدرسین حوزة علمیة قم.
- طبری، محمدبنجریر (1412ق). جامع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفه.
- کلینی، محمدبنیعقوب (1407ق). الکافی. تحقیق و تصحیح: علیاکبر غفاری و محمد آخوندی. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- گروهی از نویسندگان (1387). مجموعه مقالات مسابقات بینالمللی قرآن کریم. تهران: اسوه.
- مجلسی، محمدباقر (1403ق). بحارالأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
- محمدزاده، محمدرضا (1395). بررسی رهبری استراتژیک در قرآن کریم. پایاننامة کارشناسی ارشد. رشتة مدیریت، گرایش مدیریت منابع انسانی. تهران: دانشگاه تهران. قابل بازیابی از: https://ganj.irandoc.ac.ir.
- مصباح یزدی، محمدتقی (1388). انسانسازی در قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
- مکارم شیرازی، ناصر (1371). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
- نوری، حسینبنمحمدتقی (1408ق). مستدرک الوسائل ومستنبط المسائل. تحقیق/تصحیح: مؤسسة آلالبیت(ع). قم: مؤسسة آلالبیت(ع).
- ورامبنابیفراس، مسعودبنعیسی (1369). مجموعة ورام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمة تنبیه الخواطر. ترجمة محمدرضا عطایی. مشهد: بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.
Copyright © 2025 The Author(s). This article is published under the Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License.



