قرآن شناخت، سال 1404، جلد هجدهم، شماره اول، پیاپی 34، بهار و تابستان, صفحه‌ها 115-134

    مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    سعیده نکونام / دانشجوی دکتری مدرسی مبانی نظری دانشگاه قم، قم، ایران / s.nekonam@stu.qom.ac.ir
    ✍️ سیدمحسن شریفی / استادیار گروه معارف دانشگاه قم، قم، ایران / sharifi55530@gmail.com
    dor 20.1001.1.20081987.1404.18.1.6.6
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    نزول ملائکه و روح در شب قدر از آموزه‌های کلیدی قرآن دربارة نظام هدایت الهی است. پرسش اصلی پژوهش، تعیین مخاطب شایستة این نزول با رویکردی تطبیقی و مبتنی بر مبانی کلامی شیعه و اهل‌سنت است. این مقاله با طرح چهارچوبی تحلیلی و روش تحلیل مفهومی آیات و بررسی تطبیقی آرای مفسران برجستة دو مذهب، به تعیین مخاطب نزول می‌پردازد. فرضیة اصلی آن است که اختلاف تفاسیر، در دو مدل متمایز ریشه دارد: مدل ولایی ـ تدبیری در تفاسیر شیعه که نزول را ناظر به تدبیر تکوینی عالم و مستلزم وجود مخاطبی معصوم می‌داند؛ و مدل عبادی ـ برکتی در تفاسیر اهل‌سنت که نزول را تشریفی و رحمت‌محور تلقی می‌کند و آن را شامل عموم مؤمنان صالح می‌شمارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مسئلة مخاطب نزول مستقیماً با مبانی کلامی دو مذهب، به‌ویژه آموزه‌های امامت و عصمت در تشیع پیوند دارد و بدون توجه به این مبنا، فهم جامعی از نزول ملائکه و روح ممکن نخواهد بود.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    The Addressee of the Descent of Angels and the Spirit on the Night of Qadr: A Comparative Analysis of the "Wilāʾī-Tadbīrī" Approach in Shīʿa Exegeses and the "ʿIbādī-Barakātī" Approach in Sunnī Exegeses
    Abstract: 
    The descent of angels and the Spirit (rūḥ) on the Night of Qadr (Laylat al-Qadr) represents one of the Quran's key teachings concerning the divine system of guidance. The central question of this research is to determine the worthy addressee of this descent through a comparative approach grounded in the theological foundations of Shīʿa and Sunnī traditions. This article, by proposing an analytical framework and employing a conceptual analysis of the verses along with a comparative examination of the views of prominent exegetes from both schools, seeks to identify the addressee of the descent. The principal hypothesis is that the divergence in interpretations is rooted in two distinct models: the "wilāʾī-tadbīrī" (guardianship-governance) model in Shīʿa exegeses, which regards the descent as pertaining to the cosmic governance (tadbīr takwīnī) of the universe and thus necessitating an infallible addressee; and the "ʿibādī-barakātī" (devotional-blessing) model in Sunnī exegeses, which views the descent as honorary and mercy-oriented, encompassing all righteous believers. The findings indicate that the question of the addressee of the descent is directly linked to the theological foundations of the two schools, particularly the doctrines of imamate and infallibility ('iṣma) in Shīʿism, and that without attention to this foundation, a comprehensive understanding of the descent of angels and the Spirit remains unattainable.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

     مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ 
    تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری»
    در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت
    سعیده نکونام / دانشجوی دکتری مدرسی مبانی نظری دانشگاه قم، قم، ایران      s.nekonam@stu.qom.ac.ir
     سيدمحسن شریفی        / استادیار گروه معارف دانشگاه قم، قم، ایران     mohsen.sharifi@qom.ac.ir 
    دريافت: 18/01/1405 ـ پذيرش: 07/04/1405
    چکيده
    نزول ملائکه و روح در شب قدر از آموزه‌های کلیدی قرآن دربارة نظام هدایت الهی است. پرسش اصلی پژوهش، تعیین مخاطب شایستة این نزول با رویکردی تطبیقی و مبتنی بر مبانی کلامی شیعه و اهل‌سنت است. این مقاله با طرح چهارچوبی تحلیلی و روش تحلیل مفهومی آیات و بررسی تطبیقی آرای مفسران برجستة دو مذهب، به تعیین مخاطب نزول می‌پردازد. فرضیة اصلی آن است که اختلاف تفاسیر، در دو مدل متمایز ریشه دارد: مدل ولایی ـ تدبیری در تفاسیر شیعه که نزول را ناظر به تدبیر تکوینی عالم و مستلزم وجود مخاطبی معصوم می‌داند؛ و مدل عبادی ـ برکتی در تفاسیر اهل‌سنت که نزول را تشریفی و رحمت‌محور تلقی می‌کند و آن را شامل عموم مؤمنان صالح می‌شمارد. یافته‌ها نشان می‌دهد که مسئلة مخاطب نزول مستقیماً با مبانی کلامی دو مذهب، به‌ویژه آموزه‌های امامت و عصمت در تشیع پیوند دارد و بدون توجه به این مبنا، فهم جامعی از نزول ملائکه و روح ممکن نخواهد بود.
    كليدواژه‌ها: شب قدر، نزول ملائکه، روح، امام زمان، تفاسیر شیعه، تفاسیر اهل‌سنت، مخاطب شایسته.
     
    مقدمه
    شب قدر در قرآن کریم به‌عنوان شبی ممتاز و سرنوشت‌ساز معرفی شده است که در آن، نوعی ارتباط ویژه میان عالم غیب و عالم شهادت برقرار می‌گردد: «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» (قدر: ۴). این آیه افزون بر بیان عظمت شب قدر، از نزولی سخن می‌گوید که با «امر» الهی پیوند خورده و از حیث زمان، ماهیت و کارکرد، واجد اهمیت تفسیری و کلامی است. بااین‌حال یکی از پرسش‌های بنیادین در تفسیر این آیه، مسئلة «مخاطب نزول» است؛ پرسشی که پاسخ به آن تأثیر مستقیمی بر فهم ماهیت نزول ملائکه و روح خواهد داشت.
    بررسی منابع تفسیری نشان می‌دهد که مفسران شیعه و اهل‌سنت، هرچند در اصل وقوع نزول ملائکه و روح در شب قدر هم‌نظرند، در تبیین چگونگی این نزول، معنای «امر» و به‌ویژه تعیین مخاطب آن، دیدگاه‌های متفاوتی ارائه کرده‌اند. در برخی تفاسیر شیعی، نزول شب قدر با مفاهیمی چون تدبیر امور عالم، استمرار هدایت الهی و پیوند آن با ولایت الهی تفسیر شده است؛ درحالی‌که در بخش قابل توجهی از تفاسیر اهل‌سنت، این نزول بیشتر به‌عنوان رویدادی عبادی، برکت‌آمیز و ناظر به عموم مؤمنان شب‌زنده‌دار تلقی شده است. این تفاوت در تلقی، پرسش دربارة مبانی نظری و کلامی این برداشت‌ها را برجسته می‌سازد.
    مطالعة پیشینة پژوهش نشان می‌دهد که مسئلة نزول ملائکه و روح در شب قدر، از زوایای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. مقالة «واکاوی مصداق سورة قدر در روایات تفسیری فریقین» (قمرزاده و شفیعی، ۱۴۰۱) با رویکردی روایت‌محور، به شناسایی مصادیق محور نزول در شب قدر پرداخته و با تکیه بر داده‌های روایی، بر نقش حجت الهی در این فرایند تأکید کرده است. همچنین پژوهش «استمرار حجت حی از منظر قرآن» (مؤیدی، ۱۳۹۷) با رویکردی قرآنی ـ کلامی، اصل ضرورت تداوم حجت الهی در همة اعصار را از مجموعه‌ای از آیات استخراج و تحلیل کرده است. در کنار این آثار، مقالة «گسترة زمانی و محل نزول ملائکه و روح در شب قدر در تفاسیر فریقین» (تجری و رحیمی‌پور، ۱۴۰۳) با رویکردی تطبیقی، به بررسی دو محور زمان و مکان نزول پرداخته و داده‌های تفسیری گسترده‌ای را گردآوری کرده است.
    با وجود ارزشمندی این پژوهش‌ها، بررسی‌ها نشان می‌دهد که مسئلة «مخاطب نزول ملائکه و روح» کمتر به‌صورت مستقل، مسئله‌محور و با تمرکز بر مبانی تفسیری و کلامی دو مکتب تحلیل شده است. در بسیاری از مطالعات، اختلاف دیدگاه‌ها بیشتر به‌صورت توصیفی گزارش شده و ریشه‌های نظری این تفاوت‌ها به‌طور منسجم واکاوی نشده است. ازاین‌رو خلأ اصلی پژوهش حاضر، فقدان تحلیلی تطبیقی است که نشان دهد اختلاف تفاسیر در این مسئله، صرفاً اختلاف در مصداق یا تعبیر لفظی نیست؛ بلکه ناشی از دو الگوی متمایز در فهم نزول و نظام هدایت الهی است.
    بر این اساس، پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی ـ تطبیقی در پی پاسخ به این پرسش است که نزول ملائکه و روح در شب قدر، بر اساس مبانی قرآنی و تفسیری، مستلزم چه نوع مخاطبی است و چرا تفاسیر شیعه و اهل‌سنت در پاسخ به این پرسش به نتایج متفاوتی رسیده‌اند. در این راستا، مقاله ابتدا دو رویکرد تفسیری «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت را تبیین و تحلیل می‌کند و سپس با مقایسة این دو الگو، ریشه‌های کلامی و معرفتی اختلاف میان آنها را روشن می‌سازد. هدف نهایی، ارائة تبیینی منسجم از نزول ملائکه و روح در شب قدر و تبیین نقش پیش‌فرض‌های کلامی در شکل‌گیری فهم‌های متفاوت از این پدیدة قرآنی است.
    1. رویکرد ولایی ـ تدبیری نزول در تفاسیر شیعه
    ماهیت نزول ملائکه و روح در شب قدر، از منظر تفاسیر شیعه، به‌طرزی بنیادین با نظام ولایت تکوینی و حکمت تدبیر الهی گره خورده است. در این دیدگاه، نزول فرشتگان صرفاً یک رخداد تشریفاتی یا انتقال پیام‌های محدود نیست؛ بلکه تجلی ارتباط دائم ملکوت با زمین از طریق مخاطبی معصوم و حجت خداوند است که به‌عنوان واسطة فیض و مدبر امور هستی عمل می‌کند. ازاین‌رو مصداق مخاطب در عصر حاضر، تنها امام زمان است که به‌عنوان «قطب عالم امکان»، ظرف نزول این امور تکوینی قرار می‌گیرد. این ادعا با سه دسته ادله پشتیبانی می‌شود: ادلۀ لفظی، مانند دلالت حرف «مِن» در «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» بر علیت و هدفمندی نزول؛ ادلۀ روایی، همچون حدیث «لَوْ لا نا ما عُبِدَ اللهُ» (مجلسی، 1403ق، ج26، ص260)، که نشان‌دهندۀ نقش محوری اهل‌بیت(ع) در نظام عبادت و توحید است؛ و ادلۀ کلامی که بر ضرورت تداوم حجت الهی در همۀ اعصار برای استمرار نظام آفرینش تأکید دارند. بر پایۀ این استدلال‌ها، نزول ملائکه و روح بدون در نظر گرفتن شأن ولایی امام، تحلیلی ناقص و ناسازگار با منطق قرآنی خواهد بود. بررسی این مدعا که «تنزّل ملائکه مستلزم مخاطبی معصوم است»، بر تحلیل هدفمندی نزول و شروط شایستگی در دریافت «اَمر» الهی استوار است؛ موضوعی که زیربخش بعد به‌تفصیل به آن می‌پردازد.
    2. تحلیل هدفمندی نزول و مفهوم شایستگی مخاطب از منظر شیعه
    مفسران برجستة شیعه همسو با آموزه‌های کلامی امامیه، نزول فرشتگان در شب قدر را به نظام ولایت و تدبیر الهی پیوند زده‌اند و آن را فراتر از یک رویداد زمانی یا فضیلت عبادی صرف تفسیر کرده‌اند. فعل مضارع «تَنَزَّلُ» در آیة چهارم سورة قدر، بر فرود آمدن مستمر فرشتگان همراه با رغبت و میل درونی دلالت دارد (راغب اصفهانی، ۱۴۱۲ق، ص۸۰۰؛ مصطفوی، ۱۴۳۰ق، ج۱۲، ص۹۷). افزون‌براین، تحلیل حرف «مِن» در «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» نشان می‌دهد که آنچه در شب قدر نازل می‌شود، صرفاً پیام یا الهام جزئی نیست؛ بلکه «أمر» به‌معنای حوادث و امور تکوینی جهان است و «مِن» به‌معنای لام تعلیل (برای خاطر) به‌کار رفته است. بر این اساس، نزول روح برای تدبیر و مدیریت امور عالم در سال آینده صورت می‌پذیرد (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۲۰، ص۳۳۲). ازهمین‌رو، شب قدر ویژة زمان نزول قرآن یا عصر پیامبر(ص) نیست؛ بلکه همه‌ساله تا پایان جهان تکرار می‌شود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۷، ص۱۸۴).
    در تبیینی دیگر تأکید شده است که استمرار نزول ملائکه و روح را باید از فعل مضارع «تَنَزَّلُ» دریافت، نه از نزول تاریخی قرآن. به این بیان، نزول قرآن در شب قدر به‌صورت مقطعی رخ داده است؛ اما نزول فرشتگان پیوسته و مستمر بوده و بر اساس حدیث نبوی تا روز قیامت ادامه دارد. بااین‌حال این نزول بر بقاع زمین تحقق نمی‌پذیرد؛ بلکه تنها بر «قلب واع» فرود می‌آید؛ قلبی که شایستگی دریافت این نزول مهم سالانه را داشته باشد (صادقی تهرانی، ۱۳۹۳، ج۱۹، ص۱۹۸).
    فرشتگان در شب قدر مقدرات سالانة الهی را همراه خود می‌آورند و به شخصیتی معصوم و کامل تقدیم می‌کنند؛ زیرا حمل و بازگرداندن این مقدرات بدون تحویل به مخاطبی شایسته، کاری عبث و بیهوده خواهد بود. این مخاطب در هر دوره انسان کامل معصومی است که ولایت کلیة امور به او سپرده شده است و در عصر حاضر، این مقام به امام زمان اختصاص دارد. بنابراین، سورة قدر نه‌تنها بیانگر عظمت شب نزول فرشتگان است، بلکه دلیلی استوار بر حقانیت و ولایت اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) به‌شمار می‌رود (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۳۲۵ـ۳۴۰).
    در نتیجه، نزول هدفمند شب قدر نظامی وجودشناختی است که بدون مخاطب معصوم (امام زمان) نقض غرض می‌شود. این دیدگاه، افزون بر تأیید با ادلة قرآنی و روایی، از سازگاری درونی با نظام امامت در تفکر شیعی نیز برخوردار است.
    1ـ2. حقیقت روح و شرایط وجودی دریافت آن
    برای آشکار شدن مفهوم روح و تحلیل فرایند افاضة الهی بر شایستگی ویژة دریافت‌کنندة آن، چهارچوب تکمیلی در تفسیر آیات دیگر ارائه می‌شود. ذیل آیة «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» (نحل: ۲) و آیة «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» (غافر: 15) تمایزی روشن میان روح و فرشتگان، از جمله جبرئیل، ترسیم شده است. روایتی که حویزی نقل می‌کند، مؤید این تفکیک است. هنگامی که پرسشگری از امیرالمؤمنین(ع) می‌پرسد: «آیا روح همان جبرئیل است؟» حضرت به‌صراحت پاسخ می‌دهند: جبرئیل از ملائکه است و روح غیر از اوست. آن حضرت در تأکیدی مبنی بر وحیانی بودن این تمایز، به آیۀ «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ» استناد می‌کنند که در آن، روح در کنار فرشتگان و به‌عنوان موجودی متمایز ذکر شده است (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۹). 
    روح حقیقتی مستقل و دارای حیات، علم و قدرت است که نه از مقولة صفات است و نه حالتی وابسته به موجود دیگر؛ بلکه از سنخ «امر» پروردگار است. این امر، که همان کلمة ایجادی الهی است، وجودی مجرد از ماده، زمان و مکان است و از سوی خداوند افاضه می‌شود (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۱۲، ص۲۰۶). نزول این روح به‌عنوان مایة حیات و تربیت‌کنندة نفوس و هدایتگر عقل‌ها، تنها بر کسانی از بندگان صورت می‌گیرد که خداوند بخواهد. این مشیت مبتنی بر حکمت است و در نتیجه، قرار دادن این موهبت، در فرد شایسته و دارای ظرفیت دریافت وحی و نبوت می‌باشد که مصداق روشن آن، پیامبر اکرم(ص) است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۱، ص۱۵۲ـ۱۵۴). 
    البته نزول ملائکه با روح، عام و فراگیر است و تنها محدود به انبیا نیست؛ بلکه اولیای الهی، معصومان(ع) و حتی مؤمنان شایسته و مستعد را نیز دربرمی‌گیرد. بر این اساس، فرشتگان با مراتب مختلف بر افراد دارای درجات معنوی متفاوت نازل می‌شوند؛ به‌گونه‌ای‌که فرشتگان عالی‌مرتبه مانند جبرئیل بر انبیا و اولیای معصوم، و فرشتگان پایین‌تر بر مؤمنان عادی فرود می‌آیند. مخاطب این نزول مشمول مشیت حکیمانة الهی قرار می‌گیرد که مبتنی بر لیاقت، استعداد معنوی و صلاحیت افراد است. چنین فردی واجد ایمان راسخ، تقوای توحیدی و پایداری در اعتقادات است؛ چنان‌که آیۀ «الَّذِينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا» بر آن تأکید دارد (جوادی آملی، 1396، ج۴۵، ص۳۷۱ـ۳۷۵). این نکته قابل تأمل است که القای روح به‌شکل تجلی، تنها با شرط عصمت در دریافت‌کننده محقق می‌شود و این مقام از جنس علمِ وراثی و وابسته به مشیت خاص الهی است و از طریق تحصیل یا عبادت محض به‌دست نمی‌آید (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج8۰، ص۱۶۱ـ۱۶۴). این مقام معنوى والايى است كه به‌صورت كامل در پيامبران و امامان معصوم قرار دارد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۰، ص۵۳).
    بنابراین، دریافت و پذیرش روح ـ که حامل امر الهی است ـ به‌همراه ملائکه، نیازمند ظرف وجودی ممتاز و اعظم است که نه‌تنها درک عبادی داشته باشد، بلکه از پیوندی غیبی و هدایت الهی ویژه‌ای برخودار باشد که مقصود کامل آن، پیامبران و اهل‌بیت(ع) هستند.
    2ـ2. معیارهای شایستگی مخاطب در تفاسیر شیعه: عصمت و صداقت
    پس از تبیین ماهیت نزول به‌مثابة نزول تدبیرمحور و تحلیل حقیقت روح به‌عنوان حامل امر الهی، پرسش دربارة شایستگی مخاطب نزول به‌صورت جدی و گریزناپذیر مطرح می‌شود. اگر آنچه در شب قدر نازل می‌گردد، امر الهی مرتبط با تدبیر و تقدیر امور عالم باشد، بدیهی است که این امر نیازمند ظرفی وجودی است که توان دریافت، حفظ و اجرای آن را داشته باشد. از این منظر، نزول ملائکه و روح را نمی‌توان پدیده‌ای صرفاً عمومی و فاقد مخاطب معین تلقی کرد. بر اساس این رویکرد، باید نوعی اهلیت وجودی برای دریافت و تدبیر امر الهی وجود داشته باشد؛ زیرا تحلیل مفهوم «امر» ناظر به سنخ خاصی از فعل الهی است که با ربوبیت پروردگار مرتبط باشد و تحقق آن نیازمند واسطه‌هایی شایسته است (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۱۷، ص۴۳۸). در همین راستا، آیة «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» (غافر: ۱۵) نشان می‌دهد که القای روح و امر الهی امری انتخابی و مشروط به مشیت الهی و شایستگی خاص مخاطب است، نه پدیده‌ای عام (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۰، ص۵۳).
    از منظر تحلیلی، مخاطب نزول روح‌القدس باید معصوم باشد؛ عصمتی که از قبیل علم است و اثرش تخلف‌ناپذیر، قطعی و دائمی است (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۱۱، ص۱۶۲). در تبیین مفهوم عصمت، برخی پژوهش‌ها میان تقوا و عصمت هماهنگی قائل شده‌اند: تقوا نگه‌دارنده‌ای اکتسابی و ظاهری است؛ درحالی‌که عصمت بالاترین مرتبة نگه‌دارندگی درونی به‌شمار می‌رود که بر پایة باور و علم قطعی و مغلوب‌ناپذیر به حقیقت گناه و نتایج آن استوار است. ازاین‌رو «عصمت» صاحب خود را به‌طور تضمینی از وقوع گناه بازمی‌دارد (فاریاب، ۱۴۰۱، ص۱۳۴).
    با توجه به این ویژگی، اگر مخاطب نزول فاقد چنین عصمتی باشد، نزول امر الهی با دو اشکال بنیادین روبه‌رو می‌شود: نخست امکان خطا در دریافت و فهم امر؛ و دوم امکان تحریف یا انحراف در اجرای آن. به همین دلیل، عصمت شرط منطقی و معرفتی دریافت امر الهی تلقی می‌شود و تضمین می‌کند که آنچه نازل می‌شود، بدون نقصان یا انحراف، در نظام هدایتی الهی جریان یابد. چنین ترکیبی از ویژگی‌ها، تنها در امام معصوم تحقق می‌یابد. ازهمین‌رو ادلة عقلی و نقلی گواه بر آن است که اطاعت مطلق صرفاً از معصوم لازم است و اطاعت مطلق از غیر معصوم محذورات متعددی به‌دنبال دارد (صادقی، ۱۴۰۲، ص۹۵).
    از دیدی دیگر، مخاطب نزول باید از «صادقین» باشد؛ چنان‌که خداوند به مؤمنان فرمان می‌دهد: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه: ۱۱۹). صادقان کسانی‌اند که دارای ملکة صدق‌اند و هرگز با زبان، عقیده و عمل دروغ نمی‌گویند؛ کردارشان با عقیده و گفتارشان دوگانگی ندارد و به پیمان خود با خدا صادقانه وفا می‌کنند (جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۳۵، ص۴۵۰). منظور از همراهی با صادقان، همنشینی نیست؛ بلکه همگام بودن با آنان است. اگر کسی معصوم نباشد، آیا می‌توان بدون قید و شرط دستور پیروی و همگامی با او صادر کرد؟ این خود دلیلی است بر اینکه این گروه تنها امامان معصوم هستند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۸، ص۱۸۲).
    بر این اساس، شایستگی دریافت نزول الهی در شب قدر منوط به دو ویژگی بنیادین عصمت و صداقت مطلق است که به‌صورت ذاتی در وجود معصومان(ع) تجلی یافته است. ازآنجاکه نزول ملائکه و روح حامل امر تکوینی الهی است، مخاطب این نزول می‌بایست ازیک‌سو دارای مصونیت ذاتی از خطا و نسیان باشد تا تضمین‌کنندة حفظ و انتقال بدون تحریف این امور الهی شود؛ و ازسوی‌دیگر واجد مقام صدق مطلق باشد تا تطابق کامل میان دریافت، بیان و اجرای این امور وجود داشته باشد. این دو ویژگی در کنار یکدیگر، ظرف وجودی کامل و شایسته‌ای را تشکیل می‌دهند که تنها در انسان کامل و معصوم تحقق می‌یابد. بنابراین، تفسیر نزول شب قدر به‌صورت عام و بدون در نظر گرفتن مخاطب معصوم، ناتمام و ناکارآمد خواهد بود؛ چراکه از سویی قابلیت دریافت صحیح و کامل این مواهب الهی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد؛ و ازسوی‌دیگر، تضمینی برای اجرای صحیح و بدون نقصان آن وجود نخواهد داشت.
    3ـ2. ضرورت وجود امام در هر عصر از نگاه مفسران شیعه
    مهم‌ترین شاهد قرآنی در تحلیل نزول ملائکه و روح در هر سال، کاربرد فعل مضارع «تَنَزَّلُ» در آیة چهارم سورة قدر است. این تعبیر به‌روشنی دلالت بر استمرار دارد و نشان می‌دهد كه شب قدر مخصوص به زمان پيغمبر اكرم(ص) و نزول قرآن مجيد نبوده است؛ بلكه امرى است مستمر و شبى است مداوم، كه در هر سال تكرار مى‌شود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۷، ص۱۸۴). این استمرار نزول، به‌طور مستقیم مسئلة مخاطب امر الهی را به‌میان می‌آورد. اگر نزول ملائکه و روح، تنها یک واقعة تاریخی بود، پرسش دربارة مخاطب آن اهمیت چندانی نداشت؛ اما وقتی نزول مستمر و سالانه تلقی شود، ناگزیر باید پذیرفت که در هر عصر، مخاطبی زنده و بالفعل برای این نزول وجود دارد. در غیر این صورت، استمرار نزول، به فعلی بی‌موضوع و فاقد محل تحقق تبدیل می‌شود که با حکمت الهی سازگار نیست.
    برای تأیید این مدعا، افزون بر دلیل عقلی، می‌توان به روایات معصومان(ع) نیز استناد کرد. در روایات شیعی، این محور انسانی به‌صراحت معرفی شده است. حویزی در تفسیر نور الثقلین با استناد به روایاتی، آیة پانزدهم سورة غافر را با محوریت امامت تحلیل می‌کند. وی ذیل آیۀ «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ»، مصداق «مَنْ يَشاءُ» را رسول‌الله(ص) و امامان معصوم(ع) معرفی می‌کند و «الرُّوح» را به روح‌القدس، که ویژة آنان است، تفسیر می‌کند. روایات نشان از تداوم افاضۀ روح و وظیفۀ انذار در دوران امامت دارد (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۴، ص۵۱۳). همچنین در ذیل سورة قدر، حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که صاحب‌الامر در شب قدر مشغول دریافت وحی از فرشتگان است. همچنین روایتی از امام باقر(ع) حاکی از آن است که پس از رحلت پیامبر(ص)، فرشتگان و روح بر امیرالمؤمنین(ع) نازل شدند و وی قادر به مشاهدة آنان از بالاترین نقطة آسمان تا زمین بود. 
    در روایت دیگری، امام علی(ع) در صبح شب قدر با تأکید بر علم الهی خویش، از آگاهی بر تمامی وقایع یک سال آینده سخن می‌گوید که منبع آن، تنها تعلیم خداوند است (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۳۳). همچنین در روایتی از امام صادق(ع) نقل شده كه حضرت علی(ع) به ابن‌عباس فرمود: شب قدر در هر سال است و در آن، كار یك سال نازل می‌شود و برای این كار، پس از رسول خدا(ص) نمایندگانی هست. ابن‌عباس پرسید: آنان كدام‌اند؟ حضرت فرمود: «من و یازده فرزندم از صلب من، همه امامان محدَّث» (قرشی، ۱۳۷۷، ج۱۲، ص۳۰۱).
    هرچند این روایات به‌خوبی ضرورت وجود امام در هر عصر را نشان می‌دهند، اما تبیین فلسفی ـ عرفانی نیز می‌تواند عمق این حقیقت را روشن‌تر سازد. در تبیین فلسفی ـ عرفانی این حقیقت چنین آمده است: این پرسش که آیا انسان کامل در تقدیر جهان و دست‌کم در سرنوشت انسان‌ها نقشی دارد، معمولاً با این تردید روبه‌رو می‌شود که چگونه موجودی کوچک می‌تواند روحش لوح تقدیر الهی باشد. ریشة این ناباوری، ناشناختگی حقیقت انسان کامل است. در این دیدگاه، روح انسان کامل به‌منزلة لوح تقدیر پروردگار عمل می‌کند؛ بدین معنا که فرایند نزول و اندازه‌گیری در همان‌جا تحقق می‌یابد. هرچند قضا و قدر الهی مرتبه‌ای فراتر در عالم علوی دارند، اما تقدیر دارای مراتب متعددی است و یکی از آن مراتب، نفس و روح و قلب انسان کامل به‌شمار می‌رود. 
    ازهمین‌رو شب قدر را «شب انسان کامل» نامیده‌اند. در شب قدر، قرآن نازل شد و پیامبر(ص) هرساله آن را از آنِ خود داشت؛ همچنین هر امامی در هر سال، شب قدر را داراست و هیچ‌گاه زمین از انسان کامل خالی نمی‌ماند؛ بنابراین هیچ سالی از شب قدر تهی نخواهد بود و شب قدر از ماه رمضان خارج نیست. با بهره‌گیری از قرائن موجود در خود قرآن کریم، اخبار، روایات و دعاها و نیز با استدلال برهانی می‌توان دریافت که شب قدر در ماه رمضان است و شبی است که میان زمین و آسمان، میان ملک و ملکوت ارتباط برقرار می‌شود؛ چنان‌که تعبیر قرآنی بر گشوده شدن درهای آسمان‌ها به روی زمین دلالت دارد: «وَفُتِحَتِ اَلسَّماءُ فَكانَتْ أَبْواباً» (نبأ: ۱۹). اساساً طبیعت و ماورای طبیعت در آن هنگام، از راه وجود امام و در ظرف وجودی او ـ که هم جنبة مادی و ملکی دارد و هم جنبة ملکوتی و فراطبیعی ـ یکی می‌شود (مطهری، ۱۴۰۲، ج۱۴، ص۸۵).
    از منظر فلسفی ـ عرفانیِ دیگر، این حقیقت با تأکید بیشتری بر احاطة علمی و وجودی امام تبیین شده است: مقام نورانیتی که برای پیامبر(ص) و ائمه(ع) ثابت می‌شود، محیط و دربردارندة همة زمان‌ها و مکان‌ها، بلکه علت فاعلی همة ماسوی‌الله است. ازاین‌رو امام احاطة وجودی بر همه چیز دارد و نمونه و مثلی برای علم الهی به‌شمار می‌رود؛ چنان‌که خداوند متعال بر همة ماسوای خود احاطة حضوری دارد. امام نیز مظهر تام اسمای الهی بوده و علمش مظهر علم الهی است. تمام علوم مادون خود در مقام نورانیت امام به‌نحو بساطت جمع‌اند و حضور دارند و این غیر از علمی است که به انسان‌های عادی نسبت داده می‌شود (مصباح یزدی، ۱۳۸۸، ص۴۰۳).
    با جمع این ادلة عقلی، نقلی و عرفانی می‌توان نتیجه گرفت: اساساً نزول مستمر ملائکه در شب قدر مستلزم حضور دائمی مخاطبی معصوم است که کانون دریافت و اجرای امر الهی باشد. شواهد قرآنی و روایی نشان می‌دهد که این فرایند از نبوت تا امامت امتداد می‌یابد و در هر عصری وجود امام معصوم را به‌عنوان شرط ضروری تحقق می‌طلبد. تحلیل فلسفی این نظام نشان می‌دهد که نزول الهی بدون مخاطب شایسته با حکمت پروردگار ناسازگار است.
    3. دیدگاه مفسران اهل‌سنت: تأکید بر جنبه‌های عبادی و رحمت‌محور نزول
    ویژگی متمایز تفسیرهای اهل‌سنت در تحلیل نزول ملائکه و روح در شب قدر، گسترة عمومی و رحمت‌محور این نزول است. بر خلاف رویکرد ولایی ـ تدبیری در تفاسیر شیعه، که بر مخاطب معصوم تمرکز دارد، تفسیر اهل‌سنت این رویداد ملکوتی را بیشتر عملی تشریفاتی و برکت‌آمیز در نظر می‌گیرد که همة مؤمنان عابد را دربرمی‌گیرد. در این دیدگاه، نزول فرشتگان ارتباطی با تدبیر وجودی یا نظام ویژة هدایت الهی ندارد؛ بلکه نمودی از انس خداوند با بندگان صالح، اعلان رحمت عام الهی، و تقدیر از شایستگی‌های عبادی آنان است.
    در این میان، برخی مفسران اهل‌سنت حتی فراتر رفته و نزول روح را به جبرئیل تفسیر کرده‌اند؛ درحالی‌که دیگران آن را به الهامات قلبی عام یا برکات معنوی برای مؤمنان تعبیر نموده‌اند. این رویکرد با تأکید بر احادیثی که به حضور فرشتگان در محافل عبادت اشاره دارد، می‌کوشد تا نزول شب قدر را به‌عنوان رویدادی همگانی و همیشگی ـ بدون نیاز به مخاطب خاصی مانند امام معصوم ـ تبیین کند.
    هدف از پرداختن به این دیدگاه، نه‌تنها بیان تفاوت‌های تفسیری میان مکاتب اسلامی است، بلکه تحلیل بنیان‌های کلامی این برداشت نیز هست؛ یعنی چرایی و چگونگی شکل‌گیری نگرشی که ابتنای نزول الهی بر رحمت عمومی و رفتار عبادی فردیِ مؤمنان را به‌جای نظام ولایی و امامت پیش می‌نهد. این بررسی می‌تواند به درک عمیق‌تر زمینه‌های اختلاف میان دو مکتب در مسئلة شب قدر بینجامد.
    1ـ3. تفسیر نزول به‌عنوان رویدادی تشریفاتی و رحمت‌محور
    تفاسیر اهل‌سنت با محوریت قرار دادن جنبه‌های عمومی نزول، بر سلام و برکت‌رسانی به عموم مؤمنان عبادتگر و نمازگزار تأکید می‌کنند. در این نگاه، مخاطب نزول، جمعی از بندگان مشغول به طاعت‌اند و نه فردی با شئون ویژة ولایی. آنان معتقدند که فرشتگان هیچ مکانی از زمین را ترک نمی‌کنند، مگر آنکه بر هر نمازگزار و سجده‌کننده‌ای سلام می‌فرستند و برای ایشان آمرزش می‌طلبند. ازاین‌رو فرشتگان به زمین می‌آیند تا نمونه‌های بی‌نظیری از عبادت را ببینند که در آسمان‌ها مانندی ندارند؛ مانند ثروتمندان بخشنده، توبه‌کنندگان اشک‌ریز و عابدان شب‌زنده‌دار (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۳۳ـ۲۳۵). این نزول بر مؤمنان، عمومیت ‌دارد و فرشتگان هیچ مرد یا زن مؤمنی را در آن شب مشاهده نمی‌کنند، مگر آنکه به او سلام می‌گویند؛ به‌گونه‌ای‌که این شب به‌دلیل فراوانی سلام‌های فرشتگان، سراسر «سلام» نامیده می‌شود (زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۸۱) و همراه با سلام، درود، برکت و اجرای امور خیر الهی است و در حقیقت، بشارتی برای روزه‌داران رمضان و شب‌زنده‌داران قدر به‌شمار می‌رود. فرشتگان به‌پاس صبر و عبادت مؤمنان، بر آنان وارد می‌شوند و سلام می‌گویند. نزول آنان به زمین نیز به‌سبب برکت‌هایی است که سراسر این شب را فرامی‌گیرد و عبادت‌کنندگان را دربرمی‌گیرد (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۴۰۶ـ۴۱۰).
    در تفسیر حدائق الروح والریحان نیز همین رویکرد به‌صورت دیگری تقریر شده است و آن اینکه نزول ملائكه، از عالم خود تا تجلی بر دیدگان پیامبر(ص) صورت می‌پذیرد و «روح» همان جبرئیل است كه وحی را ابلاغ می‌كند. این تجلی بر نفس كامل، با اذن پروردگار و پس از آماده‌سازی برای پذیرش آن تحقق می‌یابد تا آنچه خیر و بركت برای بندگان است، ابلاغ کند. در این دیدگاه، نزول فرشتگان به زمین از شئون الهی شمرده می‌شود و از جست‌وجوی چگونگی و جزئیات آن خودداری می‌گردد. خلاصه آنكه این شب، عید مسلمانان به‌سبب نزول قرآن و شب شكرگزاری بر آن نعمت است و فرشتگان در آن مشاركت می‌كنند. در تفسیر آیة «سَلاَمٌ هِيَ» نیز تأكید شده است كه شب قدر جز سلامتی و خیر نیست و هیچ شر و آسیبی در آن رخ نمی‌دهد. به‌نقل از شعبی، این آیه به‌معنای سلام فرشتگان بر اهل مساجد و مؤمنان از هنگام غروب تا طلوع فجر است كه بر هر مؤمنی عبور می‌كنند و می‌گویند: «السلام علیك ایها المؤمن». در حدیثی نیز آمده است كه جبرئیل هر شب قدر با گروهی از فرشتگان فرود می‌آید و بر هر بنده‌ای كه خدا را یاد كند، درود می‌فرستد. همچنین از عطا نقل شده است كه منظور، سلام بر اولیای خدا و اهل طاعت است (هرری، بی‌تا، ج۳۲، ص۱۹۳).
    به این ترتیب، نزول ملائکه به‌مثابة نظامی از پاداش‌های الهی است که با عبادات مؤمنان ارتباطی تنگاتنگ دارد. این دیدگاه با تأکید بر جنبة تشویقی نزول، الگویی مشارکتی ارائه می‌دهد که در آن هر مؤمن متناسب با سطح معنوی خود می‌تواند از فیض این نزول بهره‌مند شود. این رویکرد با حذف سلسله‌مراتب در دریافت نزول، آن را به عملکرد فردی مؤمنان و میزان تقربشان به پروردگار پیوند می‌زند.
    2ـ3. حقیقت «روح» و محدودة مخاطبان آن در تفاسیر اهل‌سنت
    روح در آیات «تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» (قدر: 4)، «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلى مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ» (نحل: ۲) و «رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَنْ يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ» (غافر: 15)، همان پیام الهی توحید و انذار «أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنَا» است که فرشتگان آن را نازل می‌کنند (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۱۷۱) یا روح به‌صورت استعاری اشاره به وحی دارد که فرمان الهی به خیر و برانگیزاننده به‌سوی آن است و دل‌های مرده از جهل را زنده می‌کند یا منظور، پیامبر است یا خود فرشتة وحی مراد است (زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۹۳؛ ج۴، ص۱۵۶). از دیدگاه آلوسی، روح از نظر مشهور اهل‌سنت، جبرئیل(ع) است؛ اما اقوال دیگری مانند یک فرشتة عظیم، گروهی خاص از فرشتگان یا حتی عیسی(ع) نیز نقل شده است (آلوسی، 1415ق، ج15، ص417) و این روح همچون جان در کالبد انسان، به دل‌های مرده از جهل حیات می‌بخشد یا قوام‌بخش دین است (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳7؛ ج۱۲، ص۳۰۹).
    مخاطب روح طبق نظر این تفاسیر، استعاره از وحی بوده که شامل رسول الهی و پیامبران برگزیده است (زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۱۵۶؛ فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۲۷، ص۴۹۸) که وحی را دریافت و ابلاغ کرده، مردم را به‌سوی حق هدایت می‌کنند (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۷۸) و به تعبیر دیگر، القای روح فرایندی پیوسته از دوران حضرت آدم(ع) تا پایان نبوت پیامبر اسلام(ص) تلقی شده و تداوم آن تا قیامت از طریق دعوت‌کنندگان به دین قابل تصور است (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۱۲، ص۳۰۹). این معنا گواه آن است که نبوت، موهبت و انتخاب الهی است و بر پایة شایستگی اکتسابی نیست؛ دیدگاهی که در برابر نظریۀ کسب نبوت قرار می‌گیرد (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۸). البته فخر رازی در تفسیر آیة چهار سورة قدر، بدون نام بردن از شخص خاصی، چند ویژگی آن مخاطب را مشخص می‌کند: روح و فرشتگان بر کسانی فرود می‌آیند که چهره‌ای نورانی از معرفت و بندگی خدا در روح خود ساخته‌اند و این صفات، سبب مهرورزی و توجه ملائکه به آنان می‌شود (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۳۳).
    بنابراین، تحلیل آرای اهل‌سنت نشان می‌دهد که روح در این آیات، بیشتر به یکی از این معانی تفسیر شده است: جبرئیل به‌عنوان فرشتة وحی؛ ذات وحی الهی؛ و نیروی حیات‌بخش معنوی که دین را قوام می‌بخشد. مخاطب نزول هم در سه سطح قابل فهم است: انبیای الهی به‌عنوان دریافت‌کنندگان اصلی وحی؛ مصلحان دینی به‌عنوان ادامه‌دهندگان راه نبوت؛ و عابدان شایسته‌ای که روح بندگی در آنها تجلی یافته است.
    این تفسیرهای چندلایه نشانگر کثرت‌گرایی معنایی در برداشت از روح است؛ بدون آنکه ضرورتی به تعیین مخاطب معصوم در هر عصر احساس شود. برخلاف نگاه شیعی، که روح را امر الهی مستقل می‌داند، این دیدگاه بیشتر بر کارکرد رسانگی و حیات‌بخشی روح تأکید دارد.
    3ـ3. نگاه اهل‌سنت: امکان فهم نزول بدون مخاطب فردی معصوم
    برای تبیین دیدگاه اهل‌سنت در مسئلة عدم نیاز به مخاطب خاص در شب قدر، می‌توان به تفسیر فخر رازی ذیل آیة «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه: ۱۱۹) اشاره کرد. وی معتقد است که خداوند مؤمنان را به همراهی با صادقان فرمان داده است؛ ازاین‌رو افرادی که جایزالخطایند باید به فرد معصومی اقتدا کنند تا در پرتو او از خطا مصون بمانند. به باور او، این معنا در هر زمانی جاری است و دلیلی بر اختصاص آن به عصر پیامبر(ص) وجود ندارد. بااین‌حال فخر رازی در ادامه، مصداق این «معصوم» را نه یک فرد، بلکه مجموع امت می‌داند و بر این اساس، آیه را دلیلی بر حجیت اجماع مؤمنان و عدم خطای جمعی امت تلقی می‌کند (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶).
    این دیدگاه از سوی برخی مفسران شیعه مورد نقد قرار گرفته است. در دیدگاه آیت‌االله مکارم شیرازی، اگر «صادقان» به کل امت تعمیم داده شود، در این صورت «پیروان» نیز جزئی از همین مجموعه به‌شمار می‌آیند که به وحدت غیرمنطقی «پیرو» و «پیشوا» می‌انجامد؛ درحالی‌که سیاق آیه بر تمایز این دو گروه دلالت دارد (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۸، ص۱۸۳). از دیدگاه تفسیر تسنیم نیز هرچند همراهی با صادقان واجب است، اما این وجوب مستلزم حجیت اجماع نیست؛ زیرا امتناع اجتماع بر باطل به دو شکل محقق می‌شود: یا با اجماع کامل بر حق یا با تفرق جامعه به صادقان و کاذبان. در هر دو حالت، تکلیف شرعی مؤمن همراهی با صادقان است، نه لزوماً حصول اجماع کلی. بنابراین از این منظر، معیار حجیت، وجود گروه صادق است، نه تحقق اجماع (جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۳۵، ص۴۵۴ـ۴۵۵).
    تفاسیر اهل‌سنت در تفسیر آیة «وَيَقُولُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلًا قُلْ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيدًا بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ وَمَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» (رعد: ۴۳)، مصادیق گوناگونی را برای «مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» ذکر کرده‌اند: از جمله عبدالله‌بن‌سلام، سلمان فارسی، تمیم داری، خود قرآن، کتاب انجیل و تورات، و حتی خداوند. در برخی موارد، با ذکر عبارت «قیل» به نقل اقوال مختلف پرداخته و از قطعیت در تعیین مصداق واحد خودداری شده است (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۵۴ـ۵۵؛ آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۶۵؛ ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۱۲، ص۲۱۲).
    4ـ3. بررسی انسجام درونی رویکرد عبادی ـ برکتی در چهارچوب مبانی اهل‌سنت
    مطالعة دیدگاه مفسران اهل‌سنت دربارة نزول ملائکه و روح در شب قدر نشان می‌دهد که این رویکرد، در چهارچوب درون‌دینی خود، از انسجام نسبی برخوردار است. با تأکید بر اصل ختم نبوت، کفایت شریعت و محوریت هدایت تشریعی، بسیاری از مفسران اهل‌سنت نزول شب قدر را نه فرایندی تدبیری در نظام تکوین، بلکه جلوه‌ای از رحمت عام الهی، تشویق بندگان به عبادت و تقویت ایمان فردی تفسیر کرده‌اند. در این منظومة معرفتی، گرچه بر ضرورت وجود «مرجع صادق» در همة اعصار تأکید می‌شود، اما این مرجع لزوماً به‌صورت یک فرد معصوم و مشخص تعریف نمی‌شود؛ بلکه نظریه‌هایی همچون عدالت صحابه و حجیت اجماع امت نقش جایگزین عصمت فردی را ایفا می‌کنند. از این منظر، عمومیت نزول ملائکه و تفسیر «روح» به جبرئیل، وحی یا نیروی حیات‌بخش دین، با فهمی جمع‌محور از هدایت و مسئولیت دینی مؤمنان سازگار تلقی می‌شود.
    بااین‌حال همین چهارچوب در مرحلة تطبیق مصداقی با چالش‌هایی مواجه است. مفسران اهل‌سنت، هرچند بر وجود صادقان در همة اعصار تأکید دارند، در تعیین مصداق عینی آنان دچار تردید و پراکندگی آرا شده‌اند. نظریة اجماع به‌عنوان راهکار جایگزین عصمت فردی، ازیک‌سو به همسان‌انگاری چالش‌برانگیز میان تابع و متبوع می‌انجامد؛ درحالی‌که سیاق آیات، به‌ویژه آیة «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ»، بر تمایز روشن میان پیروان و پیشوایان دلالت دارد؛ ازسوی‌دیگر تحقق اجماع کلی، نه ضرورتی منطقی دارد و نه مزیتی معرفتی نسبت‌به تفرق جامعه به حق و باطل ایجاد می‌کند.
    افزون‌براین، اختلاف مفسران در تعیین مصداق «مَنْ عِندَهُ عِلْمُ الْكِتَابِ» نشان می‌دهد که این رویکرد، به‌رغم انسجام در سطح مبانی کلی، در ارائة تفسیری یکپارچه و مصداق‌محور از مسئلة مخاطب نزول با چالش‌هایی در تطبیق مصداقی روبه‌روست. این چالش‌ها زمینة ورود به تحلیل تطبیقی دو رویکرد تفسیری شیعه و اهل‌سنت را فراهم می‌سازد.
    4. تحلیل تطبیقی دو رویکرد تفسیری در مسئلة نزول ملائکه و روح
    پس از تبیین دو الگوی تفسیری در بخش‌های پیشین، اکنون با نگاهی تطبیقی، ساختار، مبانی و پیامدهای این دو نگرش را در قالب سه محور اصلی بررسی می‌کنیم.
    1ـ4. رویکرد قائم به شخص (تأکید بر امام معصوم در تفاسیر شیعه)
    این دیدگاه که در تفاسیر شیعی به‌چشم می‌خورد، بر چند اصل اساسی استوار است:
    1ـ1ـ4. مبانی کلامی
    -    اعتقاد به ضرورت استمرار وجود انسان کامل در هر عصر به‌عنوان خلیفة الهی (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۳۲۵-۳۴۰؛ طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۲۰، ص۳۳۲)؛
    -    باور به نقش تکوینی امام در نظام هستی (مصباح یزدی، ۱۳۸۸، ص۴۰۳؛ مطهری، ۱۴۰۲، ج۱۴، ص۸۵)؛
    -    پذیرش اصل عصمت به‌عنوان شرط اساسی دریافت و اجرای امر الهی (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۱۱، ص۱۶۲؛ فاریاب، ۱۴۰۱، ص۱۳۴).
    2ـ1ـ4. ویژگی‌های تفسیری
    -    تفسیر «أمر» در آیه به‌معنای تقدیرات و امور تکوینی (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۲۰، ص۳۳۲؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۷، ص۱۸۴)؛
    -    فهم فعل «تَنَزَّلُ» به استمرار حقیقی در همة اعصار (صادقی تهرانی، ۱۳۹۳، ج۱۹، ص۱۹۸؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۷، ص۱۸۴)؛
    -    اعتقاد به نیازمندی نزول به مخاطبی دارای شئون ولایی (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۱۶۱ـ۱۶۴).
    3ـ1ـ4. دلایل قرآنی
    -    استناد به آیات امامت و ولایت، از جمله آیة «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» (توبه: ۱۱۹)، که «صادقان» را تنها اهل‌بیت(ع) می‌داند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۸، ص۱۸۲؛ جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۳۵، ص۴۵۰)؛
    -    استفاده از سیاق سورة قدر که بر عظمت و تأثیرگذاری نزول تأکید دارد (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۳۳؛ قرشی، ۱۳۷۷، ج۱۲، ص۳۰۱)؛
    -    تطبیق نزول بر اهل‌بیت(ع) با استناد به روایات متواتر (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۳، ص۳۹؛ ج۴، ص۵۱۳)؛
    -    بهره‌گیری از احادیث دال بر واسطه‌گری فیض و ولایت تکوینی اهل‌بیت(ع)، مانند حدیث «لَوْلاَ نَا مَا عُبِدَ اللهُ»، که نشان می‌دهد عبادت و نظام توحیدی بدون وجود آنان تحقق نمی‌یابد (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲۶، ص۲۶۰).
    2ـ4. رویکرد قائم به جمع (تأکید بر عموم مؤمنان در تفاسیر اهل‌سنت)
    این دیدگاه که بیشتر در تفاسیر اهل‌سنت دیده می‌شود، دارای این خصوصیات است:
    1ـ2ـ4. مبانی کلامی
    -    ایمان به کفایت رسالت پیامبر(ص) بدون نیاز به وصی معصوم (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۴۰۶ـ۴۱۰)؛
    -    قبول نظریة عدالت صحابه و اجماع امت (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶)؛
    -    اعتقاد به امکان دستیابی به حق از طریق اجتهاد جمعی (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶؛ آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۸).
    2ـ2ـ4. ویژگی‌های تفسیری
    -    تفسیر «أمر» به‌معنای برکات و مواهب معنوی (زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۸۱؛ فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۳۳ـ۲۳۵)؛
    -    فهم نزول به‌صورت عمومی و غیرمختص به فرد خاص (هرری، بی‌تا، ج۳۲، ص۱۹۳)؛
    -    تأکید بر جنبة تشویقی و تربیتی نزول ملائکه (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۴۰۸ـ۴۱۰).
    3ـ2ـ4. دلایل قرآنی
    -    استناد به آیاتی که بر مسئولیت جمعی امت تأکید دارند؛ مانند آیة «كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ» با تفسیر مجموع امت به‌عنوان صادقان (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶)؛
    -    استفاده از عمومات آیات مربوط به پاداش الهی؛ مانند «سَلاَمٌ هِيَ» (قدر: ۵)، که نشان از سلام فرشتگان بر همة مؤمنان دارد (زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۸۱)؛ 
    -    توجه به ظواهر آیات بدون تأویل آنها به افراد خاص (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۴۱۷).
    3ـ4. ریشه‌های کلامی اختلاف
    این دو دیدگاه از پنج منظر اساسی با هم تفاوت دارند:
    1ـ3ـ4. در باب امامت
    -    قائم به شخص: امامت منصبی الهی و استمراردهندة مسیر نبوت تلقی می‌شود که با نص و عصمت همراه است (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۱۷، ص۴۳۸؛ جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۳۲۵)؛
    -    قائم به جمع: امامت عهدی اجتماعی و انتخابی شمرده می‌شود که از طریق بیعت و اجماع شکل می‌گیرد
    (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶).
    2ـ3ـ4. در باب معرفت دینی
    -    قائم به شخص: علم لدنی و نقش تفسیری اهل‌بیت(ع) به‌عنوان منبع اصلی فهم دین مطرح است
    (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۰، ص۵۳؛ جوادی آملی، ۱۳۹۶، ج۴۵، ص۳۷۱ـ۳۷۵)؛
    -    قائم به جمع: اجتهاد جمعی و کاربست عقل در استنباط احکام و معارف دینی جایگاه محوری دارد
    (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۸).
    3ـ3ـ4. در باب هدایت الهی
    -    قائم به شخص: در نظام ولایی ـ تدبیری، هدایت الهی فعالانه و تکوینی است؛ یعنی خداوند از طریق واسطه‌های معصوم، امور عالم را تدبیر می‌کند (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۲۰، ص۳۳۲؛ مطهری، ۱۴۰۲، ج۱۴، ص۸۵)؛
    -    قائم به جمع: در نظام عبادی ـ برکتی، هدایت، بیشتر جنبة تشریعی و انفعالی دارد؛ یعنی خداوند راه را نشان می‌دهد و انسان با اختیار خود، آن را می‌پیماید (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۱۳، ص۷۸؛ زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۲، ص۵۹۳).
    4ـ3ـ4. در باب سنت تاریخی
    -    قائم به شخص: بر وجود دائمی انسان کامل در هر عصر تأکید دارد تا حجت الهی پیوسته برقرار باشد (مصباح یزدی، ۱۳۸۸، ص۴۰۳؛ حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۳۳)؛
    -    قائم به جمع: تعدد مراجع و تکثر راه‌های هدایت را کافی می‌داند و نیازی به وجود فردی معصوم در هر زمان احساس نمی‌کند (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۹، ص۵۴ـ۵۵؛ آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۱۶۵).
    5ـ3ـ4. در باب نظام هستی
    -    قائم به شخص: عالم دارای نظم طولی است و فیض الهی از طریق واسطه‌ای به‌نام «انسان کامل» به مراتب پایین‌تر می‌رسد (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۱۶۱ـ۱۶۴)؛
    -    قائم به جمع: نظم هستی به‌صورت عرضی تصویر می‌شود و هر موجودی می‌تواند بدون واسطة تکوینی با خداوند ارتباط برقرار کند (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۳۳).
    4ـ۴. تحلیل ساختاری دو نظام تفسیری
    برای درک عمیق‌تر تفاوت دو رویکرد، باید ساختار درونی هر یک را نه به‌صورت مجزا، بلکه در نسبت با مؤلفه‌های دیگر آن نظام بررسی کرد. آنچه دو نظام را از هم متمایز می‌سازد، زنجیره‌ای از باورهای به‌هم‌پیوسته است که از ماهیت نزول آغاز و به غایت آن ختم می‌شود.
    1ـ4ـ4. نظام ولایی ـ تدبیری (شیعه)
    الف) ساختار عمودی
    در این نظام، نزول به‌صورت سلسله‌مراتبی از خداوند به ملائکه و روح، سپس به امام معصوم و در نهایت به عالم خاکی جریان می‌یابد (طباطبائی، ۱۳۵۲، ج۲۰، ص۳۳۲). این ساختار عمودی، نه یک قرارداد تشریفاتی، بلکه بازتاب نیاز ذاتی عالم به واسطة فیض است؛ زیرا بدون حضور انسان کامل به‌عنوان قطب هستی، نظام تکوین از تدبیر الهی بی‌بهره می‌ماند (جوادی آملی، ۱۴۰۳، ج۸۰، ص۳۲۵؛ مصباح یزدی، ۱۳۸۸، ص۴۰۳).
    ب) کارکرد مدیریتی
    ازآنجاکه نزول در این الگو حامل «أمر» الهی به‌معنای مقدرات سالانه است، کارکرد آن تنظیم امور عالم و تقدیر حوادث خواهد بود (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۷، ص۱۸۴). به‌عبارت‌دیگر، شب قدر فصل دریافت برنامة اجرایی جهان توسط امام است و فرشتگان برای تحویل این برنامه، نه صرفاً برای تبریک و سلام، نازل می‌شوند.
    ج) مخاطب ثابت و معین
    این کارکرد مدیریتی مستلزم وجود مخاطبی است که هم ظرفیت دریافت این برنامة کلان را داشته باشد و هم قدرت اجرا و تحقق آن را. ازاین‌رو مخاطب نمی‌تواند متغیر یا عمومی باشد؛ بلکه باید فردی معصوم و زنده باشد که در هر عصر این مسئولیت را بر عهده گیرد (حویزی، ۱۴۱۵ق، ج۵، ص۶۳۳؛ قرشی، ۱۳۷۷، ج۱۲، ص۳۰۱ ).
    د) غایت هستی‌شناختی
    غایت نهایی این نظام، جاری شدن امر تکوینی الهی در سراسر عالم و حفظ نظم هستی است. بنابراین شب قدر، نه یک رویداد صرفاً معنوی برای افراد، بلکه نقطة اتصال ملکوت به زمین و تجلی ربوبیت تکوینی خداوند از مجرای انسان کامل به‌شمار می‌رود (مطهری، ۱۴۰۲، ج۱۴، ص۸۵).
    هـ) مبانی کلامی
    در پس این ساختار، مجموعه‌ای از باورهای کلامی قرار دارد: امامت به‌عنوان استمرار نبوت؛ عصمت به‌عنوان شرط دریافت و اجرای امر الهی؛ و علم لدنی به‌عنوان منبع معرفت یقینی به تقدیرات (فاریاب، ۱۴۰۱، ص۱۳۴؛ جوادی آملی، ۱۳۹۴، ج۳۵، ص۴۵۰).
    2ـ4ـ4. نظام عبادی ـ برکتی (اهل‌سنت)
    الف) ساختار افقی
    در این نظام، رابطة خداوند با مؤمنان به‌صورت مستقیم‌تر و بدون واسطة تکوینی معصوم ترسیم می‌شود (فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۳۲، ص۲۳۳ـ۲۳۵). نزول فرشتگان، نه برای تحویل برنامة تدبیر عالم، بلکه برای افاضة رحمت و برکت بر همة مؤمنان است. بنابراین، ساختار افقی بودن بدین معناست که هر مؤمنی می‌تواند به‌طور مساوی از این نزول بهره‌مند شود.
    ب) کارکرد تشویقی ـ تربیتی
    با توجه به اینکه شریعت کامل شده و راه هدایت تشریعی روشن است، نزول در شب قدر کارکردی تشویقی و تربیتی پیدا می‌کند؛ یعنی فرشتگان برای دیدن عبادت شب‌زنده‌داران، سلام بر آنها و طلب آمرزش برای ایشان فرود می‌آیند (ابن‌عاشور، ۱۴۲۰ق، ج۳۰، ص۴۰۶ـ۴۱۰؛ زمخشری، ۱۴۰۷ق، ج۴، ص۷۸۱). این نزول، پاداشی بر ایمان و عمل صالح است، نه عاملی برای تدبیر عالم.
    چ) مخاطب عمومی و متغیر
    ازآنجاکه کارکرد نزول، تشویق است، مخاطب آن هر مؤمن عابد و شب‌زنده‌داری خواهد بود که با تقوای خود شایستة این برکت شده است. بنابراین، مخاطب ثابت و منحصربه‌فردی وجود ندارد و این فیض، بسته به میزان عبادت افراد، شامل حال آنها می‌شود (هرری، بی‌تا، ج۳۲، ص۱۹۳).
    د) غایت تربیتی
    هدف نهایی این نزول، تقویت ایمان، تهذیب نفس و افزایش انگیزة عبادت در میان امت است؛ نه تنظیم نظام تکوین. از این منظر، شب قدر فرصتی برای بهره‌گیری معنوی فردی و جمعی است و ارزش آن در تأثیرگذاری بر رفتار دینی مؤمنان خلاصه می‌شود.
    ه) مبانی کلامی
    این ساختار بر باورهایی چون ختم نبوت، عدالت صحابه به‌عنوان الگوی عملی، و حجیت اجماع امت به‌عنوان مرجع تشخیص حق، استوار است (آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۷، ص۳۳۶ـ۳۳۸؛ فخر رازی، ۱۴۲۰ق، ج۱۶، ص۱۶۶).
    مقایسة این دو ساختار نشان می‌دهد که تفاوت در هندسة نزول (عمودی در برابر افقی)، مستقیماً از تفاوت در کارکرد نزول (مدیریتی در برابر تشویقی) نشئت می‌گیرد و آن نیز از تفاوت در مبانی کلامی (امامت و عصمت در برابر ختم نبوت و اجماع) ریشه می‌گیرد. بنابراین، اختلاف در تعیین «مخاطب نزول»، نه یک اختلاف سطحی تفسیری، بلکه انعکاسی از دو نظام هستی‌شناختی و معرفت‌شناختی متفاوت است.
    جدول تطبیقی
    مؤلفة مقایسه    نظام ولایی ـ تدبیری (شیعه)    نظام عبادی ـ برکتی (اهل‌سنت)
    ماهیت نزول    تدبیر تکوینی عالم و مدیریت مقدرات    افاضة برکات معنوی و تشویق عبادت
    مخاطب اصلی    فرد معصوم (امام زمان)    عموم مؤمنان عابد و شب‌زنده‌دار
    هدف نزول    تنظیم مقدرات سالانه و هدایت تکوینی    تربیت نفوس و تقویت ایمان
    سازوکار نزول    واسطه‌گرایی ولایی    ارتباط مسقیم‌تر بدون واسطة تکوینی
    زمانمندی    استمرار حقیقی تا قیامت    تأکید بر ختم نبوت و آثار باقی شریعت
    مکانمندی    متمرکز بر شخص معصوم    گستره در زمین و شامل هر مکان عبادت
    مبانی کلامی    امامت، عصمت، علم لدنی    ختم نبوت، عدالت صحابه و اجماع امت
    تفسیر أمر    تقدیرات تکوینی    خیرات و برکات معنوی
    تفسیر روح    موجودی مستقل از ملائکه از سنخ امر ربی    جبرئیل یا وحی یا نیروی حیات‌بخش دین
    نقش امام    قطب نظام هستی و مجرای فیض    مرجع اجتهادی و الگوی عملی بدون نقش تکوینی
    معیار شایستگی    عصمت ذاتی و صداقت مطلق    عبادت و تقوای اکتسابی
    آثار عملی    ضرورت اعتقاد به امام زنده    تشویق به عبادت فردی و مسئولیت جمعی
    ارتباط با آیات    پیوند با آیات ولایت    پیوند با آیات عام رحمت و پاداش مؤمنان
    نظام معرفتی    معرفت از طریق امام معصوم    معرفت از طریق اجتهاد جمعی
    الگوی هدایت    الگوی فعال از طریق واسطة معصوم    هدایت تشریعی از طریق قرآن و سنت
    ساختار مرجعیت    قائم به شخص    قائم به جمع
    بررسی تطبیقی این دو رویکرد نشان می‌دهد که اختلافات تفسیری دربارة نزول ملائکه و روح، فراتر از تفاوت لفظی است و ریشه در اختلاف مبانی کلامی، اصول تفسیر و نظام‌های فکری شیعه و اهل‌سنت دارد. روشن‌سازی این اختلافات می‌تواند بستر تحقیقات تطبیقی عمیق‌تر و منظم‌تر را فراهم سازد.
    نتیجه‌گیری
    پژوهش حاضر با تمرکز بر مسئلة «مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر» و با اتخاذ رویکردی تطبیقی میان تفاسیر شیعی و سنی به این جمع‌بندی کلیدی دست یافت که اختلاف در تعیین مصداق این مخاطب، ریشه در تفاوت‌های بنیادین در الهیات نظام‌مند هر یک از دو مکتب دارد. بر اساس یافته‌ها، دو الگوی متمایز «ولایی ـ تدبیری» در تفسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفسیر اهل‌سنت، نه‌تنها دو گونه برداشت از یک آیه، که دو نگرش ساختاری متفاوت به چگونگی ارتباط خداوند با عالم، نحوة جریان فیض الهی و سازوکار هدایت تکوینی و تشریعی را نمایندگی می‌کنند.
    در الگوی نخست، «نزول» فرایندی غایتمند، طولی و مدیریت‌شده است که وجود «شخص معصوم» به‌عنوان قطب نظام هستی و مجرای فیض را ضروری می‌سازد. این دیدگاه، که بر مبانی امامت، عصمت و علم لدنی استوار است، شب قدر را صحنه‌ای از تدبیر امور عالم و نقطة پیوند دائم ملکوت با زمین از طریق حجت خدا می‌داند. در مقابل، الگوی دوم با تأکید بر ختم نبوت و کفایت مرجعیت جمعی امت، نزول را رویدادی عرضی، رحمت‌محور و دارای کارکردی تشویقی ـ تربیتی برای «عموم مؤمنان» تفسیر می‌کند. در این نگاه، سازوکار هدایت، بیشتر بر محور کتاب و سنت و اجتهاد جمعی می‌چرخد و نیازی به واسطة تکوینی معصوم در هر عصر احساس نمی‌شود.
    این مطالعه نشان داد که مفاهیم محوری آیه، همچون «أمر» و «روح»، در دل هر یک از این دو الگو معانی متفاوتی به خود می‌گیرند؛ از تقدیرات تکوینی و وجودی مجرد گرفته تا برکات معنوی و نیروی حیات‌بخش دین. بدین ترتیب، پاسخ به پرسش دربارة «مخاطب»، در گرو پذیرش کلان‌روایتی است که هر مکتب دربارة نظام جهان، تاریخ و هدایت ارائه می‌دهد.
    در نهایت، این پژوهش فراتر از تبیین یک اختلاف تفسیری بر این امر تأکید دارد که فهم دقیق و منصفانة متون دینی مشترک، نیازمند شناخت پیش‌فرض‌های کلامی و هستی‌شناختی مفسران است. روش تطبیقی به‌کارگرفته‌شده، امکان درک «منطق درونی» هر دیدگاه و چرایی شکل‌گیری نتایج به‌ظاهر متعارض را فراهم می‌آورد. این رویکرد می‌تواند الگویی برای بررسی سایر موضوعات اختلافی در مطالعات اسلامی قرار گیرد و گفتمان بین‌مذهبی را از سطح مناقشات مصداقی به عمق مبانی معرفتی سوق دهد.
    برای پژوهش‌های بعدی و به‌منظور درک تحولات درونی این دیدگاه‌ها پیشنهاد می‌شود به بررسی سیر تطور تاریخی هر یک از دو الگوی تفسیری در آثاری از قرون مختلف پرداخته شود. همچنین تحلیل پیامدهای عملی و اجتماعی هر یک از این دو الگو در نگرش مؤمنان به مقوله‌هایی مانند زمان، تقدیر، مرجعیت دینی و انتظار فرج، مورد توجه قرار گیرد.

    References: 
    • قرآن کریم.
    • آلوسی، محمود‌بن‌عبدالله (1415ق). روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • ابن‌عاشور، محمدطاهر (1420ق). التحریر والتنویر من التفسیر. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی.
    • تجری، محمدعلی و رحیمی‌پور، طاهره (1403). گسترة زمانی و محل نزول ملائکه و روح در شب قدر در تفاسیر فریقین. نشریة علمی مطالعات تفسیری، 15(57)، 47ـ68.
    • جوادی آملی، عبدالله (1394). تفسیر تسنیم. قم: اسراء.
    • جوادی آملی، عبدالله (1396). تفسیر تسنیم. قم: اسراء.
    • جوادی آملی، عبدالله (1403). تفسیر تسنیم. قم: اسراء.
    • حویزی، عبدعلی‌بن‌جمعه (1415ق). تفسیر نور الثقلین. قم: اسماعیلیان.
    • راغب اصفهانى، حسین‌بن‌محمد (1412ق). مفردات ألفاظ القرآن‌. بیروت‌: دار القلم‌.
    • زمخشری، محمود‌بن‌عمر (1407ق). الکشاف. بیروت: دار الکتاب العربی.
    • صادقی تهرانی، محمد (1393). التفسیر الموضوعی الفرقان. قم: شکرانه.
    • صادقی، حسن (1402). نقد مقالة بررسی دلالت آیة اطیعوا بر عصمت. قرآن‌شناخت، 16(30)، 79ـ96.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1352). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الأعلمی للمطبوعات.
    • فاریاب، محمدحسین (1401). تحلیل چگونگی اعطای عصمت از جانب خدا به پیامبران و امامان بر مبنای آیات و روایات. معرفت کلامی، 13(28)، 127ـ140.
    • فخر رازی، محمد‌بن‌عمر (1420ق). التفسیر الکبیر (مفاتیح الغیب). بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
    • قرشی، علی‌اکبر (1377). تفسیر احسن الحدیث. تهران: بنیاد بعثت.
    • قمرزاده، محسن و شفیعی، منصوره (1401). واکاوی مصداق سورة قدر در روایات تفسیری فریقین. مطالعات میان‌رشته‌ای تفسیر، 4(6)، 127ـ154.
    • مجلسی، محمدباقر‌بن‌محمدتقى‌ (1403ق). بحار الأنوار. بیروت: دار إحیاء التراث العربی‌.
    • مصباح یزدی، محمدتقی (1388). معارف قرآن. قم: مؤسسة آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره).
    • مصطفوى، حسن (1430ق)‌. التحقیق فى کلمات القرآن الکریم. بیروت: دار الکتب العلمیه ـ مرکز نشر آثار علامه مصطفوی‌.
    • مطهری، مرتضی (1402). آشنایی با قرآن. تهران: صدرا.
    • مکارم شیرازی، ناصر (1374). تفسیر نمونه. تهران: دار الکتب الاسلامیه.
    • مؤیدی، علی (۱۳۹۷). استمرار حجت حی از منظر قرآن. مطالعات مهدوی، 9(۴۲)، ۱ـ۳۱.
    • هرری، محمدامین‌بن‌عبدالله (بی‌تا). تفسیر حدائق الروح والریحان فی روابی علوم القرآن. لبنان: دار طوق النجاة.
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نکونام، سعیده، شریفی، سیدمحسن. (1404) مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت. دو فصلنامه قرآن شناخت، 18(1)، 115-134 https://doi.org/10.22034/qoranshenakht.2026.5003599.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    سعیده نکونام؛ سیدمحسن شریفی." مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت". دو فصلنامه قرآن شناخت، 18، 1، 1404، 115-134

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نکونام، سعیده، شریفی، سیدمحسن.(1404) ' مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت'، دو فصلنامه قرآن شناخت، 18(1), pp. 115-134

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    نکونام، سعیده، شریفی، سیدمحسن. مخاطب نزول ملائکه و روح در شب قدر؛ تحلیل تطبیقی رویکرد «ولایی ـ تدبیری» در تفاسیر شیعه و «عبادی ـ برکتی» در تفاسیر اهل‌سنت. قرآن شناخت، 18, 1404؛ 18(1): 115-134