معناداري و معرفت بخشي زبان قرآن از نگاه علامه طباطبايي

سال دهم، شماره اول، پياپي 18، بهار و تابستان 1396

اميررضا اشرفي/ دانشيار مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني ره                                       ashrafi@qabqs.net

دريافت: 21/9/1395 ـ پذيرش: 22/2/1396

چکيده

از پرسش هاي مهم معاصر دربارة زبان قرآن، معناداري و معرفت بخشي آن است. اين مسائل در عصر علامه طباطبايي به طور جدي در محافل علمي به ويژه حوزه هاي علميه مطرح نبوده اند، اما مفسر الميزان اشاراتي راهگشا در پاسخ به آنها داشته است. معناداري به باور علامه، ويژگيِ قابليت انتقال مقصود مشخص گوينده به ذهن مخاطب هم زبان است. بر پاية اين معيار، تمام گزاره هاي قرآني اعم از اخباري و انشايي، معنادارند. به باور علامه اتکاي صرف بر معيارهاي تجربي در معناداري يک گزاره خواه در شكل «تحقيقپذيري تجربي» و خواه «ابطال‏پذيري» صحيح نيست. معيار معناداري گزاره هاي متافيزيکي متون ديني، قابليت اثبات با معيارهاي عقلي است. با اين معيار، گزاره هاي قرآني و ديگر متون ديني معنادارند. شناختاري بودن زبان قرآن ادله درون متني و برون متني فراواني دارد؛ دوري قرآن از اختلاف، هماوردخواني قرآن در ابعاد گوناگون، انعکاس علم و حکمت الهي در آن، توصيف قرآن به حق و حکيم و برهان پذير بودن گزاره هاي قرآن از جمله اين ادله و شواهد است.

کليدواژه ها: معناداري، معرفت بخشي، شناختاري بودن، واقع نمايي، دلايل واقع نمايي، گزاره هاي قرآني، علامه طباطبايي.