قرآن شناخت، سال 1404، جلد هجدهم، شماره اول، پیاپی 34، بهار و تابستان, صفحه‌ها 97-113

    پژوهشی درزمینة حجاب برتر از دیدگاه قرآن

    نوع مقاله: 
    پژوهشی
    نویسندگان:
    ✍️ احمد طاهری نیا / استادیار گروه تفسیر و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران / taheri@iki.ac.ir
    dor 20.1001.1.20081987.1404.18.1.5.5
    doi Registering DOI...⏳
    چکیده: 
    با توجه به وجود انبوهی از پوشش‌های مختلف در بازار لباس زنان و سرشت انتخابگری و میل به انتخاب برتر در انسان، این سؤال برای زنان محجبه و باورمند به حجاب مطرح می‌شود که حجاب برتر چیست و چه ویژگی‌ای دارد؟ کدام لباس دارای این ویژگی است و برای انتخاب حجاب اسلامی بهتر است؟ امام شهید ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و برخی از مراجع تقلید در پاسخ به این سؤال، چادر ایرانی را حجاب برتر دانسته‌اند؛ اما همچنان این سؤال باقی است که معیار و میزان حجاب برتر چیست و با چه ویژگی‌هایی شناخته می‌شود و چرا چادر حجاب برتر است؟ مقالة پیش رو به هدف پاسخ به این پرسش‌ها، به بررسی حجاب برتر از دیدگاه قرآن پرداخته و به این نتیجه رسیده است که حجاب برتر حجابی است که ضخیم، گشاد، بلند و ساده باشد و به‌طور کلی هرچه بیشتر و بهتر زینت زن را از چشم نامحرم پنهان کند.
    Article data in English (انگلیسی)
    Title: 
    A Research on the Superior Form of Hijab from the Perspective of the Quran
    Abstract: 
    Given the abundance of various garments available in the women's clothing market, and the inherent human inclination toward selection and preference for the superior, the question arises for veiled and hijab-observant women: What constitutes the superior form of hijab, and what are its distinguishing characteristics? Which garment possesses these features, and which is preferable for the selection of Islamic hijab? Imam Khomeini—may God's mercy be upon him—and certain maraji' al-taqlīd (sources of emulation) have identified the Iranian chador as the superior form of hijab. Nevertheless, the question remains: What are the criteria and standards by which the superior hijab is determined, through which characteristics is it recognized, and why is the chador deemed superior? The present article, with the aim of addressing these questions, examines the superior form of hijab from the perspective of the Quran and arrives at the conclusion that the superior hijab is one that is thick, loose, long, and simple; in general, the more comprehensively and effectively it conceals a woman's adornment from the gaze of non-mahram men, the more it conforms to the ideal.
    References: 
    متن کامل مقاله: 

    پژوهشي درزمینة حجاب برتر از ديدگاه قرآن
    احمد طاهري‌نيا         / استاديار گروه تفسير و علوم قرآن مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، قم، ایران    taheri@iki.ac.ir
    دريافت: 21/07/1404 ـ پذيرش: 15/09/1403
    چکيده
    با توجه به وجود انبوهي از پوشش‌هاي مختلف در بازار لباس زنان و سرشت انتخابگري و ميل به انتخاب برتر در انسان، اين سؤال براي زنان محجبه و باورمند به حجاب مطرح مي‌شود که حجاب برتر چيست و چه ويژگي‌اي دارد؟ کدام لباس داراي اين ويژگي است و براي انتخاب حجاب اسلامي بهتر است؟ امام شهید ـ رضوان الله تعالی علیه ـ و برخي از مراجع تقليد در پاسخ به اين سؤال، چادر ايراني را حجاب برتر دانسته‌اند؛ اما همچنان اين سؤال باقي است که معيار و ميزان حجاب برتر چيست و با چه ويژگي‌هايي شناخته مي‌شود و چرا چادر حجاب برتر است؟ مقالة پيش رو به هدف پاسخ به اين پرسش‌ها، به بررسي حجاب برتر از ديدگاه قرآن پرداخته و به اين نتيجه رسيده است که حجاب برتر حجابي است که ضخيم، گشاد، بلند و ساده باشد و به‌طور کلي هرچه بيشتر و بهتر زينت زن را از چشم نامحرم پنهان کند.
    کليدواژه‌ها: حجاب برتر، چادر، جلباب، خمار.
     
    مقدمه
    انسان موجودي است گزينشگر و به‌طور طبيعي در عرصه‌هاي مختلف زندگي به‌دنبال انتخاب اصلح و گزينش بهتر است. يکي از نيازهاي زندگي انسان پوشش و لباس است که زن و مرد در اين امر نيز به‌دنبال گزينش بهترند. اين مسئله، در مورد پوشش بانوان در بيرون از خانه، در محل کار و اداره بيشتر مورد سؤال و پرسش زنان باورمند به حجاب است. وجود انبوهي از پوشش‌هاي مختلف و متنوع با انواع مدل‌ها و طرح‌ها، در اندازه‌هاي متفاوت و رنگ‌هاي گوناگون براي بانوان در بازار لباس و فروشگاه‌هاي عفاف و حجاب، اين پرسش را در ذهن بانوان متدين ايجاد مي‌کند که حجاب برتر چيست و بانوان با چه پوششي در انظار عموم ظاهر شوند، بهتر است؟ 
    در پاسخ به اين پرسش، مقام معظم رهبري، امام شهید خامنه‌اي(ره)، چادر را حجاب برتر دانسته و فرموده‌اند: چادر بهترين نوع حجاب است (04/10/1370)؛ چادر بهتر از حجاب‌هاي ديگر است (20/07/1373) و در سخنراني ديگر، به‌خصوص دربارة چادر ايراني فرمودند: چادر ايراني حقيقتاً حجاب برتر است (04/12/1377). حضرت آيت‌الله سيستاني نيز در رسالة عملية خود مرقوم فرموده‌اند: بهترين نوع پوشش و حجاب براي بانوان، چادر مشکي است و شايسته است که بانوان از آن به‌عنوان حجاب کامل و برتر در برابر نامحرم استفاده کنند؛ هرچند پوشش به‌مقدار واجب با لباس‌هاي ديگر محقق شده باشد (سيستاني، 1401، ج4، مسئلة 28). حضرت آيت‌الله مکارم شيرازي نيز در پاسخ به اين پرسش که «حدود حجاب اسلامي براي بانوان چيست؟» فرموده‌اند: بر زنان و دختران لازم است که تمام بدن خود، به‌جز گردي صورت و دست‌ها تا مچ را در مقابل نامحرمان بپوشانند؛ و اين مقدار با هر نوع لباس غيرزينتي که تنگ و چسبان نباشد، پوشيده شود، کافي است؛ هرچند چادر حجاب برتر است (پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله‌العظمی مکارم شيرازي، احکام حجاب، حجاب بانوان). حضرت آيت‌الله مظاهري نيز مي‌فرمايد: 
    چادر يک حجاب مذهبي و ملي است و اگر زن‌ها آن را از دست بدهند و يا ـ العياذ بالله ـ در جامعه به‌صورت ضدارزش درآيد، خسارت فراواني دارد و زن ايراني که هميشه حتي قبل از اسلام شهرت به عفت داشته، نبايد اين حجاب مذهبي و ملي را از دست بدهد و بايد زن‌هاي باعفت و مردهاي باغيرت بدانند که از دست دادن آن، مقدمه براي بدحجابي و بي‌حجابي است و اگر چنين شد ـ العياذ بالله ـ گناه آن دامن‌گير کسي مي‏شود که آن مقدمه را فراهم نموده است. علاوه بر اينها، از مسائل قبل معلوم شد که در بسياري از موارد، زن بايد صورت و دست‌هاي خود را از نامحرم بپوشاند و پوشانيدن صورت احتياج به چادر دارد (مظاهری، رسالة توضیح‌المسائل، مسئلة 1960).
    اکنون اين سؤال مطرح مي‌شود که حجاب برتر چيست و چه معياري براي تعيين آن وجود دارد و با چه ويژگي‌هايي شناخته مي‌شود؟ قرآن چه پوششي را حجاب برتر دانسته و چه ويژگي‌هايي براي آن ذکر کرده است؟ چرا در بين لباس‌هاي مورد استفادة بانوان براي حجاب، چادر حجاب برتر دانسته شده است؟ 
    در پاسخ به اين پرسش‌ها، پژوهش قابل ملاحظه‌اي که اين مسئله را بررسي کرده باشد، به‌خصوص بررسي قرآني و بيان ديدگاه قرآن، يافت نشد. با جست‌وجو از طريق اينترنت در خصوص اين مسئله، در دو اثر پژوهشي عنوان «حجاب برتر» به شرح زير مشاهده شد: 
    1. کتاب فلسفة چادر، حجاب برتر، از اسدالله محمدي‌نيا که در سال 1384 توسط انتشارات سبط اکبر منتشر شده است. در اين کتاب، چنان‌که در عنوان آن آمده، بحث اصلي دربارة فلسفة چادر به‌عنوان حجاب برتر است. ازاين‌رو مباحثي که در اين کتاب آمده، دربارة اهميت استفاده از چادر در قرآن و استفادة زنان اشکاني و ساساني از چادر به‌عنوان پوشش است؛ ولي دربارة چيستي حجاب برتر و ملاک و معيار آن و ديدگاه قرآن دربارة  اين مسئله بحثي نشده است. 
    2. مقالة «رويکردي قرآني به گونه‌ها و مدل‌هاي برتر و نازل حجاب»، از فروغ نيلچي‌زاده که در سال 1385 در شمارة 10 مجلة بانوان شيعه منتشر شده است. نويسنده در اين مقاله حجاب را به اقسام ذیل تقسيم و دربارة هر يک به‌تفصيل بحث کرده است: حجاب نگاه، حجاب گفتار، حجاب رفتار، حجاب فيزيکي بدن و حجاب قلب. اين مقاله، هرچند از نظر عنوان نزديک به پژوهش حاضر است، ولي نويسنده حجاب را به‌معناي بسيار گسترده در نظر گرفته، که يکي از اقسام آن، حجاب فيزيکي ـ يعني حجاب شرعي ـ است و يکی دیگر از اقسامش حجاب قلب است که غير از حجاب مصطلح شرعي است. همچنين در اين مقاله، حجاب فيزيکي حجاب مرتبة نازل و حجاب برتر رعايت اقسام پنج‌گانه دانسته شده است که اين مطلب با اصطلاح حجاب برتر در عرف جامعه و آنچه در رساله‌هاي عمليه آمده، کاملاً متفاوت است. 
    بنابراين، فقدان پيشينة پژوهشي در اين مسئله از ديدگاه قرآن، دليل بر ضرورت این پژوهش است. مقالة حاضر به هدف بيان چيستي حجاب برتر، معيار تشخيص و ويژگي‌هاي آن، به بررسي حجاب برتر از ديدگاه قرآن در چهار محور مي‌پردازد: نخست حجاب شرعي از منظر قرآن، دوم اهداف حجاب در قرآن، سوم معيار حجاب برتر در قرآن و چهارم ويژگي‌هاي حجاب برتر از ديدگاه قرآن. 
    1. حقيقت حجاب از منظر قرآن
    هر يک از احکام الهي که به‌صورت امر و نهي در قرآن آمده، روي عمل خاصي رفته يا به رفتار خاصي از انسان تعلق گرفته است؛ برای مثال، امر به نماز و زکات در آية «وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ» (بقره: 43) روي صلات و زکات رفته و به اين دو عمل انسان تعلق گرفته‌اند؛ ازاين‌رو متعلق امر در آية يادشده، صلات و زکات هستند. در آية «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا الرِّبَا» (آل‌عمران: 130) نيز نهي «لا تأکلوا» به «ربا» تعلق گرفته است. اکنون سؤال اين است که دستور حجاب در قرآن روي کدام عمل اختياري زن رفته و به چه چيزي تعلق گرفته است. به‌عبارت‌ديگر، «متعلق حکم حجاب» چيست؟ 
    در آيات قرآن سه عمل اختياري زن، متعلق امر و نهي حجاب واقع شده است: يکي «ابداء زينت» به‌معناي آشکار کردن زينت و کشف حجاب؛ دوم «ضرب خمار بر جيوب» به‌معناي سر کردن روسري و قرار دادن اطراف آن روي سينه؛ و سوم «ادناء جلباب عليهن» به‌معناي پوشيدن چادر و انداختن آن روي بدن. بنابراين، حکم حجاب در قرآن روي سه عمل رفته و به سه چيز تعلق گرفته است که در ادامه به بررسي آنها مي‌پردازيم. 
    1ـ1. ابداء زينت 
    در آية «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها...» (نور: 31)، زنان از کشف حجاب و آشکار کردن زينتشان براي نامحرم نهي شده‌اند؛ بنابراين، عمل کشف حجاب طبق صريح آيه، مورد نهي است. ازسوي‌ديگر، ازآنجاکه آشکار نکردن زينت بدون مخفي کردن و پنهان کردن آن امکان‌پذير نيست ـ چون آشکار کردن و مخفي کردن دو کار متضادند ـ بنابراين نهي از ابداء زينت، مستلزم امر به اخفای زينت و پوشاندن آن است؛ در نتيجه، آية «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» مشتمل بر دو دستور سلبي و ايجابي در راستاي حجاب است: يکي نهي از «ابداء زينت زنان» و دوم امر به «مخفي کردن زينت زنان»؛ با اين تفاوت که دستور سلبي، لفظي و مربوط به منطوق آيه بوده و دستور ايجابي، غيرلفظي و مربوط به مفهوم و دلالت التزامي آيه است. اکنون سؤال اين است که مفهوم «زِينَتَهُنَّ» و مصاديق آن، که زن از ابداء آن نهي و به اخفای آن امر شده، چيست و کدام است؟ 
    کلمة «زينت»، اسم جنس براي چيزهايي است که به‌وسيلة آنها چيزهاي ديگر دلپسند و زيبا مي‌شوند (فراهيدي، 1409ق، ج7، ص387؛ ابن‌سيده، ۱۴۲۱ق، ج9، ص92؛ ازهري، 1422ق، ج13، ص174؛ جوهري، 1418ق، ج5، ص2132؛ ابن‌دريد، 1987م، ج2، ص831؛ صاحب‌بن‌عباد، 1414ق، ج9، ص94). بنابراين، زينت چيزي است که في‌نفسه زيبا و دلپسند است و با اتصال و الحاق به چيز ديگر، آن را نيز جذاب و دلپسند مي‌کند. ازاين‌رو «زينت زنان» چيزهايي هستند که سبب جذابيت و دلپسندي زنان مي‌شوند. 
    در روايات براي زينت زن دو گونه مصداق ذکر شده است: يکي زينت‌هاي طبيعي، يعني اندام زن (قمي، 1404ق، ج2، ص102)؛ و دوم زينت‌هاي مصنوعي، يعني چيزهاي که به بدن زن متصل شده يا به آن ماليده مي‌شود؛ مانند سرمه و انگشتر (طبرسي، 1370، ص232)، گردن‌بند، گوشواره، بازوبند، خلخال و لباس (طبرسي، 1370، ص232؛ قمي، 1404ق، ج2، ص101؛ ابن‌بابويه، 1406ق، ص21).
    در نتيجه، کلمة «زِينَتَهُنَّ» در آية يادشده، متعلق امر و نهي، مطلق، و داراي دو گونه مصداق است و زنان در اين آيه از آشکار کردن مطلق زينت‌هاي خود براي نامحرم ممنوع شده‌اند: هم زينت‌هاي طبيعي، يعني اندام و اعضاي بدنشان و هم زينت‌هاي مصنوعي، يعني آرايش‌ها و جواهرات متصل به آنها؛ و به مخفي کردن و پوشاندن آنها از نامحرم امر شده‌اند؛ به‌جز زينت‌هاي ظاهر، يعني وجه و کفين، که با جملة «إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» از حکم نهي استثنا شده‌اند. 
    2ـ1. ضرب خمار
    در آية يادشده، در جملة «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ» (نور: 31) زنان به «ضرب خمار بر جيوب» امر شده‌اند که به‌معناي قرار دادن روسري بر سر و آويختن بر روي گريبان و سينه است. نکتة قابل توجه در اين آيه اين است که عمل مورد امر، «ضرب خمار...» است، نه «اختمار». تفاوت معناي اين دو تعبير اين است که «اختمار» مصدر باب افتعال از مادة «خمر» به‌معناي مطلق پوشش سر با «خِمار» است. «اختمرت المرأة وتخمّرت»، در لغت به «إذا تقنّعت بالخِمار» معنا شده است و قيد خاصي ندارد (ابن‌دريد، 1987م، ج1، ص592)؛ ولي «ضرب الخمار علي الجيوب»، طرز خاصي از اختمار است که هدف از آن، پوشاندن سر و اطراف آن تا گريبان است. آنچه خداوند در اين آيه از زنان خواسته، طرز خاصي از پوشش سر با خمار است که سر، گردن، گوش و گريبان تحت خمار قرار مي‌گيرند و پوشانده مي‌شوند؛ برخلاف طرزي که در بين زن‌هاي عرب در زمان نزول قرآن مرسوم بوده است که گردن، گوش‌ها و بالاي سينه آشکار بوده است (کليني، 1407ق، ج5، ص521).
    3ـ1. ادناء جلباب
    عمل سومي که در آية «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» (احزاب: 59) در قالب جملة خبريه از زن خواسته شده، «ادناء جلباب به اندام زنان» است. ادناء جلباب به‌معناي انداختن و آويزان کردن چادر و کنايه از پوشيدن و قرار دادن جلباب بر روي اندام زنان است (ابن‌عاشور، 1420ق، ج21، ص328). زمخشري جملة «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» را به «يرخينها عليهنّ، ويغطين بها وجوههنّ وأعطافهنّ» (بر روي خود بيندازند و با آن صورت و اطراف آن را بپوشانند) معنا کرده و گفته است: «يقال: إذا زل الثوب عن وجه المرأة: أدني ثوبک علي وجهک» (زمخشري، 1407ق، ج3، ص560)؛ يعني وقتي نقاب از روي صورت زن کنار رفت، به او گفته مي‌شود که نقابت را روي صورتت بينداز. بنابراين، تعبير «ادناء جلباب» اشاره به اين نکته است که صرف سر کردن جلباب و رها کردن آن روي بدن، مانند عبايي که آقايان روي دوش مي‌اندازند و اطرافش رهاست، کافي نيست؛ بلکه زن بايد چادرش را روي بدنش قرار دهد و اندام و اعضاي خود را با آن از نامحرم بپوشاند. ازاين‌رو علامه طباطبائي جملة «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» را به پوشاندن اندام به‌وسيلة جلباب و مخفي کردن آن از ديد نامحرم تفسير کرده است (طباطبائي، 1352، ج16، ص339). 
    اکنون که روشن شد حکم حجاب در قرآن روي سه عمل اختياري زن رفته و به سه عمل امر و نهي شده است، اين سؤال مطرح مي‌شود که حجاب از نگاه قرآن چيست؟ آيا مجموع اين سه عمل، حجاب است؟ يعني زن، هم موظف است زينتش را براي نامحرم آشکار نکند، هم روسري‌اش را به‌طرز مخصوصي ببندد و هم چادرش را روي اندامش بيندازد و بدنش را با آن بپوشاند؟ يا اينکه هر يک از اين اعمال به‌تنهايي و مستقل حجاب‌اند و زن به هر کدام عمل کند، حجاب شرعي را رعايت کرده است؟ يا اينکه يکي از اين سه عمل، حقيقت و ماهيت حجاب است که عبارت است از آشکار نکردن زينت براي نامحرم، و دو عمل ديگر ـ يعني سر کردن روسري و چادر ـ وسيلة تحقق حجاب و ابزار آشکار نکردن زينت‌اند؟ در حقيقت، در آيه دربارة دو چيز بحث شده و به دو چيز امر شده است: يکي حجاب و دوم ابزار و اسبابي که حجاب با آن محقق مي‌شود و زن با آن زينتش را مي‌پوشاند و مانع آشکار شدن آن براي ديدگان نامحرم مي‌شود.
    با دقت در متعلق سه دستور يادشده، به‌خوبي روشن مي‌شود که متعلق نهي در جملة «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ»، يعني آشکار نکردن زينت و پوشاندن آن از نامحرم، حقيقت حجاب است و دو متعلق ديگر، يعني «ضرب خمار» و «ادناء جلباب» مربوط به استفاده از ابزار حجاب و راهکار عملياتي کردن دستور اول هستند و لذا اگر زن با هر ابزار و وسيله‌اي به اين نهي عمل کند، به وظيفه و تکليف خود عمل کرده است؛ حتی اگر به‌صورت عدم خروج از خانه. بنابراين زني که از خانه خارج نمي‌شود نيز با بيرون نرفتن از خانه زينتش را براي نامحرم آشکار نکرده و به نهي «لا يبدين زينتهن» عمل کرده است و لازم نيست به دو دستور ديگر، يعني «ضرب خمار» و «ادناء جلباب» عمل کند؛ چون مقنعه و چادر ابزار و وسيلة حجاب‌اند و زني که از خانه خارج نمي‌شود، خانه را براي خود وسيلة آشکار نکردن زينت قرار داده است. بنابراين، قرآن در اين آيات از دو چيز سخن گفته است: يکي از «حجاب» و دوم از «ابزار حجاب و طرز استفاده از آن»؛ و اگر به «خمار» و «جلباب» حجاب گفته مي‌شود، از باب مجاز مرسل و نام‌گذاري شيء به اسم سبب است. 
    بنابراين، حقيقت حجاب از ديدگاه قرآن آشکار نکردن زينت زن براي نامحرم است؛ يعني زن موظف است زينتش را براي اجنبي آشکار نکند. اين عمل به هر وسيله و با هر چيزي محقق شود، به دستور حجاب عمل شده و کافي است. مهم اين است که زينت زن براي مرد نامحرم نمايان نباشد و اگر در آيات يا روايات سخن از خِمار (مقنعه) و جِلباب (چادر) يا قميص (پيراهن) و درع (پيراهن) (کليني، 1407ق، ج3، ص394) به‌ميان آمده، از اين جهت است که عملي شدن اين نهي و آشکار نشدن زينت زن، بدون اين ابزارها ممکن نيست؛ زيرا اندام انسان به‌طور طبيعي برهنه و آشکار است و آشکار نکردن آن نيازمند چيزي است که روي آن انداخته و با آن پوشانده شود؛ ازاين‌رو زن بايد با پارچه‌اي اندام خود را بپوشاند يا خود را پشت چيزي مانند ديوار پا پرده مخفي کند تا اندامش در معرض ديد نامحرم قرار نگيرد يا در تاريکي يا دود و غبار غليظ قرار گيرد که همة اينها ابزار و وسيله‌ای براي آشکار نشدن زينت زن هستند. بر اين اساس، اگر زن لباس‌هاي متعدد بپوشد، ولي زينتش آشکار باشد يا اساساً لباسي که مي‌پوشد، لباس زينت باشد، حقيقت حجاب را محقق نکرده است. 
    دفع شبهه 
    برخي از نويسندگان، تعدد متعلق حجاب در قرآن را دليل بر مراتب حجاب شرعي گرفته و آية «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ» را بيانگر حجاب حداقلي و آية «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» را بيانگر حجاب حداکثري دانسته و گفته‌اند: 
    دين مبين اسلام براي ضعفاي دينداران حجاب حداقلي را پذيرفته است و براي پيشتازان در دينداري حجاب حداکثري را؛ و چنان‏که بر همة مکلفان يکي از اين دو قسم حجاب تحميل شود، جفايي بزرگ صورت گرفته است؛ يعني اگر حجاب نازل «خمار» حجاب قرآني قلمداد شود، بازتوليد جامعة ارزشي در اين حيطه به ورطة فراموشي سپرده مي‏شود و چنانچه فقط حجاب برتر يا حجاب فراگير «جلباب» حجاب مورد تأييد قرآن دانسته شود، مؤمنان ضعيف از دايرة دينداري خارج می‌شوند. حال آنکه اگر تمام ابعاد پنج‌گانة حجاب قرآني که سرچشمه از حياي پسنديده دارد و ثمرة آن پاکدامني است، مورد بازشناسي، اهتمام و ترويج صحيح قرار گيرد، قطعاً جامعة اسلامي به حقيقت آن راه مي‌گشايد. پوشيدگي بر اساس حجاب قرآني، زن مؤمن، جامعة اسلامي و خانوادة مسلمانان را از ظلم‌ها و ظلمت‌هاي بسيار مي‌رهاند (نيلچي‌زاده، 1385).
    در خصوص اين ادعا ابهامات و اشکالاتي فراواني وجود دارد که برخي از آنها عبارت‌اند از: 
    اولاً هيچ تبييني مبني بر دلالت آية «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ» بر حجاب حداقلي و دلالت آية «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ» بر حجاب حداکثري ارائه نشده است؛ 
    ثانياً ملاک و ميزاني براي ضعفاي دينداران و پيشتازان در دينداري بيان نشده است و روشن نيست که با چه شاخصي بايد آنها را از يکديگر جدا کرد تا هر گروهي حجاب خود را انتخاب کند؛ 
    ثالثاً مواضع لزوم پوشش در حجاب حداقلي و مواضع پوشش در حجاب حداکثري بيان نشده است و معلوم نيست که اين دو سطح از حجاب، در چه مواضعي با هم اختلاف دارند؛ 
    رابعاً اگر مقصود از ضعفاي دينداران، زنان اهل تهامه، باديه‌نشين، اهل سواد (عراق قديم) و زنان بي‌پروايي هستند که موي خود را نمي‌پوشانند و اگر هم از آن بازداشته شوند، نوعاً نمي‌پذيرند (ابن‌بابویه، 1413ق، ج3، ص469)، بايد گفت: اولاً اين تقسيم مربوط به روايات است و در قرآن نيست؛ ثانياً مربوط به جواز نگاه به آنان است، نه مربوط به حجاب زنان. 
    2. اهداف حجاب در قرآن 
    ارزيابي انواع حجاب و توصيف آنها به خوب و خوب‌تر متوقف بر شناخت اهداف حجاب و مقايسة انواع حجاب با اهداف آن است. ازاين‌رو در اين قسمت به بررسي اهداف حجاب در قرآن مي‌پردازيم. مقصود از اهداف حجاب، منافع، فواید و آثار مثبت حجاب و مضرات و پيامدهاي منفي‌ای است که به برخي از آنها در قرآن اشاره شده است و قانون‌گذار اسلام به هدف دستيابي انسان‌ها به آثار مثبت حجاب و مصونيت و دور ماندن از پيامدهاي منفي بي‌حجابي به تشريع اين حکم براي زنان اقدام کرده است. بنابراين، اهداف حجاب، در حقيقت منطق علمي و پشتوانة عقلي حکم حجاب‌اند. 
    1ـ2. طهارت و پاکيزگي معنوي 
    يکي از اهدافي که در آيات براي وجوب حجاب بر زنان در تعامل آنان با مردان نامحرم بيان شده، پاکيزه‌تر ماندن قلب زنان و مردان از وسوسه‌هاي شيطاني است. بدون شک ارتباط مستقيم زن و مرد نامحرم و عدم رعايت حدود شرعي سبب نفوذ وساوس شيطاني در قلب زن و مرد می‌شود و با تکرار و گسترده‌تر شدن آن، وسوسة شيطان نيز شدت می‌گیرد و سبب کدورت قلب و از بين رفتن صفاي نفس می‌شود و گاه انسان را به انحراف و سقوط مي‌کشاند؛ اما اگر تعامل زن و مرد با رعايت حدود شرعي باشد، قلب از وسوسة شيطان دور خواهد شد و پاکيزه‌تر باقي خواهد ماند. ازاين‌رو خداوند متعال به مردان زمان نزول دستور مي‌دهد که هرگاه در امور زندگي وسيله و متاعي خواستيد که لازم شد به خانة پيامبر(ص) مراجعه کنيد و از همسران آن حضرت سؤالي بپرسيد يا چيزي بگيرید، از پشت پرده درخواست خود را مطرح کنيد: «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ»؛ سپس علت اين دستور را چنين بيان مي‌کند: «ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ»؛ يعني رعايت اين دستورالعمل، براي پاکيزه‌تر ماندن قلوب شما بهتر است. کلمة «حجاب» در اين آيه به‌معناي پرده است و مخاطب آن نيز مردان‌اند و از آنان خواسته شده است که از پشت پرده با همسران رسول‌الله(ص) سخن بگويند و درخواست خود را مطرح کنند (طبرسي، 1408ق، ج8، ص576؛ طباطبائي، 1352، ج16، ص337). گرچه اين دستور مخصوص ارتباط مردان با همسران پيامبر(ص) و فوق پوشش زن از نامحرم است که آنان را از ملاقات مستقيم با همسران نيز منع مي‌کند (صادقي تهراني، 1406ق، ج24، ص192)، اما حکمتي که براي آن ذکر شده، عام است و شامل پوشش زنان از نامحرم نيز مي‌شود. 
    2ـ2. سد زمينه‌هاي فساد و هوسراني 
    يکي ديگر از اهداف حجاب، پيشگيري از ايجاد زمينة طمع‌ورزي و نيت سوء در افراد ضعيف‌الايمان است که در آية «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَعْرُوفًا» (احزاب: 32) به آن اشاره شده است. اين آيه، گرچه دربارة همسران پيامبر(ص) است و آنان را از ناز و کرشمه در گفتار با مردان نامحرم نهي کرده، اما خصوصيتي براي اختصاص اين دستور به همسران رسول خدا(ص) وجود ندارد و دربارة ساير زنان نيز جريان دارد (طباطبائي، 1352، ج16، ص308). بنابراين، همان‌گونه‌که يکي از اهداف نهي از به‌کارگيري زبان نرم در گفتار زنان با مردان نامحرم، جلوگيري از ايجاد زمينة تحريک شهوت جنسي است، به‌طريق اولي اين هدف در نهي از کشف حجاب در آية «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ ما ظَهَرَ مِنْها» (نور: 31) نيز وجود دارد. 
    3ـ2. جلوگيري از آزار جنسي
    در شأن نزول آية «ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» (احزاب: 59) آمده است: زناني که براي اداي فريضة مغرب و عشا در مسجد حاضر مي‌شدند، در تاريکي شب مورد آزار جنسي مردان هوسران ـ که در مسير آنان بودند ـ واقع مي‌شدند (قمي، 1404ق، ج2، ص196). با نزول آية حجاب و استفادة زنان پاکدامن از پوشش مناسب، اين مشکل از سر راه زنان پاکدامن برداشته شد. از اين گزارش به‌خوبي استفاده مي‌شود که يکي از آثار مهم حجاب، ارتقای ضريب امنيت جنسي زنان مؤمن در جامعه است. 
    4ـ2. حفظ هويت انساني زن
    کشف حجاب در انظار عموم و به نمايش گذاشتن جذابيت جنسي زن در جامعه، سبب مي‌شود که بعد جسمي و جنسي زن مورد توجه قرار گیرد و برجسته شود و شأن و منزلت زن در سطح کالاي جنسي و ابزار دفع شهوت مرد تنزل پيدا کند و هويت انساني و بعد معنوي او تحت‌الشعاع قرار گيرد و به آن توجهي نشود. آية «ذلِكَ أَدْنى‏ أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ» (احزاب: 59) اشاره به اين است که يکي از اهداف بزرگ حجاب، توجه به هويت انساني و بعد معنوي زن در جامعه است، نه بعد حيواني و شهواني وي. 
    3. معيار تشخيص حجاب برتر 
    توصيف هر چيزي به وصف برتر، برآيند بررسي و مقايسة دو شيء مشابه در رابطه با اهداف آن شيء و نتايج و آثاري است که بر آن مترتب مي‌شود. ازاين‌رو هر اندازه يک عمل و رفتار در مقايسه با فرد مشابهش به هدف نزديک‌تر و نتايج و آثار متوقَع از آن بهتر و بيشتر باشد، برتر خواهد بود. از باب مثال، براي ارزيابي و توصيف يک نماز به وصف برتر بايد آن نماز را با اهداف آن مقايسه و نسبت‌سنجي کرد؛ مانند ياد خدا: «أَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي» (طه: 14) و بازدارندگي از زشتي‌ها و دوري از منکرات: «إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَ الْمُنكَرِ» (عنکبوت: 45). هر اندازه آن نماز به اهداف يادشده نزديک‌تر باشد و ياد خدا را بهتر و بيشتر در قلب نمازگزار زنده بدارد و صاحبش را از فحشا و منکر بازدارد، نسبت‌به مشابهش بهتر و برتر خواهد بود. 
    بنابراين، معيار کلي براي تشخيص برتر در همة امور، از جمله حجاب، سنجش و مقايسة آن با اهداف، آثار و نتايج متوقَع و مورد انتظار از آنهاست. ازاين‌رو هر اندازه حجاب زن به اهدافي که قرآن براي آن ذکر کرده است، نزديک‌تر و آثار و نتايج آن براي زن بهتر و بيشتر باشد، آن حجاب از ديدگاه قرآن نسبت‌به افراد مشابهش برتر و بهتر خواهد بود؛ اما ازآنجاکه بيانات کلي نمي‌تواند در عمل افراد تأثيري داشته باشد، لازم است به‌صورت جزئي و مصداقي حجاب برتر از ديدگاه قرآن بيان شود که اين امر مستلزم بيان ويژگي‌هاي حجاب برتر در قرآن است. 
    4. ويژگي‌هاي حجاب برتر در قرآن
    لباس‌هايي که زنان براي رعايت حجاب از نامحرم و جلوگيري از آشکار شدن زينتشان مي‌پوشند، از جنبه‌های مختلفي مانند رنگ، تنگي و گشادي، کوتاهي و بلندي، دوخت و مدل، و چشم‌نوازي متنوع‌اند و در نتيجه در مقايسه با تأمين اهداف حجاب و آثار و نتايج متوقع از آن نيز متفاوت‌اند؛ برخي داراي ويژگي‌هاي همسو با اهداف حجاب‌اند و برخي همسوتر و نزديک‌تر به اهداف‌اند؛ ازاين‌رو برخي به حجاب خوب و برخي به خوب‌تر و برتر توصيف مي‌شوند. در ذيل، برخي از ويژگي‌هاي حجاب برتر در قرآن را بيان مي‌کنيم. 
    1ـ4. ميزان ضخامت
    از آية «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ» که زنان را از آشکار کردن زينتشان براي نامحرم نهي کرده است، استفاده مي‌شود که ابزار حجاب بايد وصف پوشانندگي و پنهان‌کنندگي داشته باشد؛ زيرا در غير اين صورت، زينت زن را مخفي نمي‌کند و حد نصاب حجاب را ندارد و حجاب نيست. ازسوي‌ديگر، اگر لباس حجاب داراي حداقل ضخامت باشد و زينت زن را مخفي کند، مقبول و خوب است و اگر بيشتر از آن باشد، خوب‌تر است. ازاين‌رو ميزان ضخامت لباس با هدف و غرض حجاب، ارتباط مستقيم دارد؛ يعني هرچه کيفيت ضخامت حجاب بهتر و وصف پوشانندگي آن بيشتر باشد، با هدف حجاب هماهنگ‌تر خواهد بود. آية «وَإِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِنْ وَرَاءِ حِجَابٍ» (احزاب: 53) نيز بر لزوم اين وصف براي حجاب دلالت دارد؛ زيرا مراد از حجاب در اين آيه نيز چيزي است که مانع مواجهة مستقيم مردان با همسران پيامبر(ص) و رؤيت آنان شود. بنابراين ميزان ضخامت حجاب بخشي مهمي از حجاب شمرده مي‌شود. 
    اين وصف، در پوشش نماز نيز لازم شمرده شده است. محمدبن‌مسلم از امام باقر(ع) دربارة پوشش زن در نماز نقل کرده است: «وَالْمَرْأَةُ تُصَلِّي فِي الدِّرْعِ وَالْمِقْنَعَةِ إِذَا کَانَ الدِّرْعُ کَثِيفاً يَعْنِي إِذَا کَانَ سَتِيرًا» (كليني، 1407ق، ج3، ص394)؛ يعني زن بايد با مقنعه و پيراهن ضخيم که ساتر بدن باشد، نماز بخواند. بنابراين يکي از ويژگي‌هاي حجاب برتر، ميزان بالاي ضخامت و پوشانندگي اوست. 
    2ـ4. تعدد پوشش
    قرآن در آية «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلى‏ جُيُوبِهِنَّ» (نور: 31)، زن را به پوشيدن مقنعه به‌طرز خاص امر کرده است. «خمار» پوشش سر و اطراف آن است و زينت‌هاي قسمت بالاي اندام زن را از نامحرم مي‌پوشاند. در آية «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلاَبِيبِهِنَّ...» (احزاب: 59) مجدداً همة زنان را به استفاده از جلباب امر کرده که پوشش سرتاسري است و همة اندام زن را از نامحرم مي‌پوشاند. از اينکه قرآن براي پوشش زن دو لباس پيشنهاد کرده که يکي مانع آشکار شدن زينت‌هاي قسمت بالاي بدن و دوم مانع آشکار شدن زينت همة اندام زن است، به‌دست می‌آید که استفاده از مقنعه و چادر، حجاب برتر است؛ هرچند با مقنعه و لباس بلند ديگر نيز زينت زن مخفي شود. طرز پوشش سيدة زنان عالم، حضرت صديقة کبري، فاطمة زهرا نيز مؤيد اين ويژگي است. در برخي از گزارش‌ها که رخداد خروج حضرت زهرا از خانه براي احقاق حق خود را نقل کرده‌اند، آمده است: «لاثت خمارها علي رأسها واشتملت بجلبابها» (طبرسي، 1370، ج1، ص97)؛ يعني خمار خود را به سر بست و چادر را روي آن پوشيد. 
    3ـ4. فراگير (گشاد و بلند)
    ويژگي ديگري که براي حجاب برتر از آية «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...» قابل استفاده است، گشادي و بلندي حجاب است. توضيح اينکه کلمة «زينتهن» در آيه مطلق است و به مصداق خاصي از زينت اشاره ندارد؛ بنابراين همة زينت‌هاي زنان را شامل مي‌شود و زن طبق دستور آيه بايد همة زينت‌هاي خود را از نامحرم مخفي کند. ازسوي‌ديگر، بخشي از زينت زن، حجم اندام زن و برجستگي‌هاي اعضاي اوست. اين دسته از زينت‌ها دو دسته‌اند: برخي قابل پوشاندن نيستند و زن در قبال آشکار بودن آنها وظيفه‌اي ندارد؛ مانند حجم بدن و کوتاهي و بلندي زن يا چاقي و لاغري او که قابل پوشش نيست؛ ولي بخشي قابل پوشش است؛ مانند برآمدگي‌هاي اندام زن در قسمت جلو و عقب بدن. پوشاندن اين قسم از زينت‌ها، هرچند از نظر شرعي بر زن واجب نباشد، ولي در رجحان و بهتر بودن آن تردیدی نيست و پوشاندن آنها با غرض و هدف حجاب موافق‌تر و هماهنگ‌تر است. اين قسم از زينت‌هاي زن با لباس گشاد و بلند پوشانده مي‌شود، نه با لباس تنگ و چسبان. 
    4ـ4. ساده و غير دل‌فريب
    کيفيت دوخت لباس، نوع لباس، مدل و رنگ آن، به‌تنهايي و در هيئت مجموعي، چشم‌نواز، دلپذير و مصداق زينت‌اند. اين نوع از لباس‌ها که در عرف زن‌ها نيز به لباس‌هاي مجلسي معروف‌اند و در مجالس جشن و عروسي پوشيده مي‌شوند، مصداق «زينت زن» و مشمول «لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ...» هستند. ازاين‌رو اين دسته از لباس‌ها، هرچند ضخيم، گشاد و بلند باشند، چون في‌نفسه زينت زن هستند و عامل جلب توجه ديگران و طمع‌ورزي در زن مي‌شوند، يا اصلاً حجاب اسلامي محسوب نمي‌شوند، بلکه مصداق تبرج‌اند يا دست‌کم حجاب برتر نيستند. بنابراين يکي ديگر از ويژگي‌هاي حجاب برتر آن است که ساده و بدون طرح باشد و جلب‌کنندة توجه‌ نامحرم نباشد. 
    5. مصداق حجاب برتر در قرآن
    با توجه به ويژگي‌هايي که براي حجاب برتر از منظر قرآن بيان شد، اين سؤال مطرح مي‌شود که آيا قرآن لباس خاصي را که داراي اين ويژگي‌ها و مصداق حجاب برتر باشد، معرفي کرده است؟ براي پاسخ به اين پرسش لازم است چند مطلب به‌عنوان مقدمه بيان شود: 
    الف) انسان به اهداف مختلفي مانند حفظ از سرما و گرما، درمان درد و مرض، رعايت آداب و تشريفات، حفظ اندام از صدمة شمشير و حفظ از نگاه ناپاک و شهواني، لباس مي‌پوشد. ازاين‌رو لباس‌هاي انسان متناسب با مواضع و اندامي که مي‌پوشاند و هدفي که براي پوشش آن مواضع در نظر گرفته شده است، نام‌هاي مختلفي دارد؛ مانند پيراهن، زيرپوش، کلاه، شال، پالتو، درع و کلاه‌خود. 
    ب) در قرآن نام لباس‌هاي انسان به‌صورت جزئي و با اسم خاص ذکر نشده؛ بلکه معمولاً با عناوين کلي، مانند لباس، ثياب، سربال، زينت و حليه به آنها اشاره شده است. برای نمونه در آية «يا بَنِي آدَمَ قَدْ أَنزَلْنَا عَلَيْكُمْ لِبَاسًا يُوَارِي سَوْآتِكُمْ وَرِيشًا وَلِبَاسُ التَّقْوَى ذَلِكَ خَيْرٌ ذَلِكَ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ» (اعراف: 26)، با عنوان کلي «لباس» به چيزهايي که انسان با آن ستر عورت مي‌کند يا براي تجمل و تشريفات مي‌پوشد، اشاره کرده و نامي از قميص و ازار يا لباس‌هاي مخصوص تشريفات نياورده است. همچنین در آية «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُمْ مِنَ الظَّهِيرَةِ وَمِنْ بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاءِ ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَکُمْ» (نور: 58)، با عنوان کلي «ثياب» به لباس ساتر بدن اشاره کرده و در آية «وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ» (نور: 60) نيز عنوان کلي ثياب را براي لباس حجاب زن سالمند به‌کار برده است. 
    در آية «وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُوا مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُوا مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا» (نحل: 14) نیز با عنوان حليه به زيورآلات و جواهراتي که انسان خود را با آن زينت مي‌کند، اشاره کرده و نامي از اسامي زينت‌هاي خاص، مانند انگشتر، دستبند، گردن‌بند و خلخال نياورده است. در آية «وَجَعَلَ لَکُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُمْ بَأْسَكُمْ» (نحل: 81) نيز با عنوان «سربال» که اهل لغت آن را به قميص و درع و برخي به مطلق پوشيدني معنا کرده‌اند (ابن‌منظور، 1410ق، ج11، ص335)، به دو نوع از لباس انسان که برای حفظ بدن از آسيب بيروني پوشيده مي‌شود، اشاره کرده است. چنان‌که ملاحظه مي‌شود، در هيچ يک از آيات يادشده، از لباس خاصي نام برده نشده است. 
    ج) قرآن در دو مورد از دو لباس با نام خاص ياد کرده و کيفيت پوشيدن آن را نيز بيان نموده است: يکي در آية «وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلي جُيُوبِهِنَّ» (نور: 31) که نام «خمار» به‌صورت جمع آمده؛ و دوم در آية «يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَ» (احزاب: 59) که نام «جلباب» به‌صورت جمع آمده است. تفاوت اين دو آيه با آيات قبل در امور زير است: 
    ـ خمار و جلباب دو پوشش مخصوص زن هستند که با اسم خاصشان در آيه آمده‌اند؛ درحالي‌که در آيات قبل، از عناوين عام پوشش استفاده شده و لباس‌هاي یادشده نيز بين زن و مرد مشترک بود. 
    ـ هدف از پوشيدن خمار و جلباب، حفظ بدن زن از چشم‌هاي خائن و نگاه‌هاي شهوت‌آلود و مراقبت از عفت و پاکدامني زن است؛ درحالي‌که هدف از پوشش در آيات قبل، اهداف ديگر مانند حفظ از سرما و گرما يا زينت و تجمل بود. 
    ـ آيات قبل در مقام اخبار و توصيف لباس بود؛ ولي اين آيات در مقام انشا و تشريع حکم شرعي در مورد لباس است. 
    با توجه به مقدمات يادشده و مقايسة آيات لباس و آيات خمار و جلباب، دو نکته قابل استفاده است: يکي اهميت و توجه ويژة قرآن به حجاب زن در برابر نامحرم، که به‌خصوص به‌صورت جزئي دربارة آن بحث کرده و نام خاص لباس و حتي کيفيت پوشيدن آن را نيز بيان کرده است؛ دوم برتري خمار و جلباب نسبت‌به پوشش‌هاي ديگر براي راهنمايي بانوان به انتخاب حجاب برتر. 
    توضيح اينکه پوشش اول، يعني «خمار»، به‌تصريح اهل لغت براي پوشش سر زن است (ازهري، 1422ق، ج7، ص162)؛ ولي پارچه‌هاي ديگري نيز در بين عرب براي پوشش سر بوده است؛ مانند بُخنُق، غِفارَه، مقنعه و مِعجَر، که کوتاه‌تر از خمار است و براي اهداف ديگري غير از حجاب پوشيده مي‌شود؛ نظير «صِقَاع» و «غفاره» که براي جلوگيري از سرايت چربي سر به مقنعه پوشيده مي‌شده است (جوهري، 1418ق، ج3، ص1244؛ ازهري، 1422ق، ج1، ص123) و «عصابه» که براي درمان سردرد يا بيماري به‌سر مي‌پيچده‌اند (فراهيدي، 1409ق، ج1، ص310؛ ابن‌فارس، 1404ق، ج4، ص337). 
    ثعالبي اندازة پوشش‌هاي سر زن و جايگاه هر کدام را به‌ترتيب اين‌گونه بيان کرده است: 
    البُخْنق: خرقة تلبسها المرأة، فتغطي بها رأسها، ما قبل منه وما دبر غير وسط رأسها. ثم الغِفَارة، فوقها ودون الخمار. ثم الخِمَار، أکبر منها. ثم النَّصيف وهو کالنِّصف من الرداء. ثم المقنعة. ثم المِعْجَر، وهو أصغر من الرداء. وأکبر من المقنعة. ثم الرداء (ثعالبي، بي‌تا، ص268).
    یعنی «بخنق» پارچة مخصوص سر است که زن با آن جلو و پشت سرش را مي‌پوشاند. بعد از آن «غفاره» روي بخنق به سر بسته مي‌شود. بعد از آن «خمار» است که از غفاره بزرگ‌تر است و لذا غفاره زير خمار قرار مي‌گيرد. بعد از آن «نصيف» است که به‌اندازة نصف ردا است. بعد، مقنعه و معجر است که کوچک‌تر از رداست و در نهايت، «ردا» است. بنابراين، پارچه‌هايي که بانوان عرب روي سر مي‌انداختند، متعدد و در بزرگي و کوچکي و در هدف متفاوت بوده‌اند. 
    پوشش دوم، يعني «جلباب»، از نوع ملحفه و لباس‌هاي بلند و گشاد است که در فارسي به آن ملافه يا چادرشب گفته مي‌شود. بر اساس گزارشي، وقتي حضرت رسول(ص) با جابر خواست به خانة حضرت زهرا وارد شود و حضرت فرمود: پوشش سر ندارم، پيامبر(ص) فرمود: «يا فاطمة! خذي فضل ملحفتک فقنعي بها رأسک» (مجلسي، 1406ق، ج8، ص349)؛ يعني سرت را با اضافة ملحفه‌ات بپوشان. اين نوع از لباس نيز در بين عرب داراي اقسام مختلف با نام مخصوص است. ابن‌سيده در «کتاب اللِّباس» (ابن‌سيده، 1417ق، ج4، ص63) تحت عنوان ملاحف، انواع مختلفي از لباس‌هاي بلند را نام برده است؛ مانند ردا (ابن‌سيده، 1421ق، ج9، ص394)، کسا و لفاع که يکي از آنها جلباب است. «الجِلْبَاب: ثوب أوسع من الخمار دون الرداء، تغطي به المرأة رأسها وصدرها» (فراهيدي، 1409ق، ج6، ص132)؛ يعني جلباب فراخ‌تر از خمار و کوچک‌تر از رداست که زن با آن سر و سينه‌اش را مي‌پوشاند. قرآن از ميان لباس‌هاي گشاد و بلند، جلباب را براي حجاب زن از نامحرم و حضور در بيرون از خانه (طبرسي، 1408ق، ج8، ص578) معرفي نموده و زنان را به پوشيدن آن به کيفيت خاص امر کرده است. ازاين‌رو خمار و جلباب از ديدگاه قرآن دو مصداق براي حجاب برترند. 
    در گزارش‌هاي تاريخي، دو مورد آمده است که حضرت زهرا با پوشش خمار و جلباب از خانه خارج شد که اين عمل از آن حضرت مؤيد برتري اين دو مصداق براي حجاب بانوان است: يکي بيرون رفتن حضرت به‌هدف ديدار پدر بزرگوارشان، که دربارة پوشش آن حضرت آمده است: «فَلَبِسَتْ جِلْبَابَهَا وَخَرَجَتْ حَتَّي دَخَلَتْ عَلَي رَسُولِ اللَّهِ صلي‌الله عليه وآله» (ابن‌طاووس، 1420ق، ص522)؛ دوم در مورد حضور حضرت زهرا نزد ابوبکر براي گرفتن حق خود. در اين مورد نيز کيفيت پوشش آن حضرت چنين توصيف شده است: «لَاثَتْ خِمَارَهَا عَلَي رَأْسِهَا وَاشْتَمَلَتْ بِجِلْبَابِهَا وَأَقْبَلَتْ فِي لُمَةٍ مِنْ حَفَدَتِهَا وَنِسَاءِ قَوْمِهَا تَطَأُ ذُيولَهَا مَا تَخْرِمُ مِشْيَتُهَا مِشْيَةَ رَسُولِ اللَّهِ(ص) حَتَّى دَخَلَتْ عَلَى أَبِي بَکْرٍ»؛ يعني حضرت زهرا روسري بر سرش بست و چادر بر اندامش پوشيد و با گروهي از ياران و خويشان خود حرکت کردند؛ به‌طوري‌که چادرش به زمين مي‌کشيد و پايش روي آن قرار مي‌گرفت. راه رفتنش از راه رفتن پدرش کم نداشت و با همان عظمت و متانت و وقار رسول اکرم(ص) حرکت مي‌کرد تا وارد مسجد شد و با ابوبکر روبه‌رو گشت (طبرسي، 1370، ج1، ص97).
    نتيجه‌گيري
    لباس‌هايي که امروزه مورد استفادة بانوان است و گاه بانوان متدين نيز از آنها براي حجاب استفاده مي‌کنند، به چهار دسته قابل تقسيم‌اند: 
    يک دسته لباس‌هايي که به‌علت کوتاهي، نازکي، تنگي و چسباني، مواضع واجب‌الستر را نمي‌پوشانند و مانع آشکار شدن زينت زن نيستند. اين دسته از لباس‌ها حد نصاب پوشش را ندارند و در راستاي هدف حجاب اسلامي نيستند و مصداق حجاب اسلامي محسوب نمي‌شوند؛ هرچند در عرف، اسم پوشش و حجاب بر آنها صادق باشد. 
    دوم، لباس‌هايي که اندام زن را مي‌پوشانند و مانع آشکار شدن سر و بدن زن براي نامحرم هستند؛ ولي خودشان في‌نفسه زينت زن‌اند و پوشيدن آنها در انظار عموم مصداق اظهار زينت و تبرج‌اند؛ مانند انواع کت‌وشلوار زنانه با مدل‌هاي مختلف و انواع روسري‌ها و شال‌هاي جذاب و زينتي. اين دسته از لباس‌ها نيز مصداق حجاب اسلامي نيستند؛ هرچند در عرف و لغت حجاب ناميده شوند. 
    سوم، لباس‌هايي که اندام زن را مي‌پوشانند و خودشان نيز في‌نفسه زينت نيستند؛ مانند مانتو و روسري‌هاي ساده با انواع مدل‌هاي آن. 
    چهارم، لباس‌هاي بلند و گشاد که سر و گردن و تمام اندام بدن را مي‌پوشانند؛ مانند روسري‌هاي بلند و وسيع، مقنعه و چادر، که در قرآن با عنوان خمار و جلباب از آنها ياد شده است. 
    لباس‌هاي دستة سوم، گرچه به‌سبب بهره‌مندي از خصوصيات حجاب، مصداق حجاب اسلامي محسوب مي‌شوند، ولي به‌سبب فقدان برخي از ويژگي‌هاي مثبت در آنها، مانند سرتاسري بودن و داشتن برخي از خصوصيات منفي مانند جدايي پوشش سر از پوشش تن و آشکار کردن برجستگي‌هاي اندام، حجاب برتر نيستند. 
    قسم چهارم از لباس‌ها، يعني لباس‌هاي بلند، که مصداق کامل آن چادر است، در مقايسه با قسم سوم مثبتات بيشتري دارد و برتر از آنهاست؛ اما با توجه به اينکه امروزه چادر انواع مختلف و مدل‌هاي متفاوتي دارد (https://www.hi-hijab.com/ راهنماي-خريد-چادر-مشکي)، نمي‌توان از چادر و جلباب به‌طور مطلق به‌عنوان حجاب برتر نام برد؛ بلکه بايد با قيد خاصي که يک نوع آن را مشخص کند، آن را معرفي کرد؛ مانند چادر اصيل ايراني که همان چادر سادة مشکي است و از زمان‌هاي گذشته حجاب زنان متدين بوده است يا جلباب قرآني که مقصود از آن، پارچة بلند و سرتاسري سادة مشکي است که نمونة آن در پوشش حضرت زهرا گزارش شده است، نه جلباب امروزي. ازاين‌رو رهبر شهید انقلاب(ره) بعد از اينکه در دو سخنراني چادر را بهترين حجاب زنان ايران معرفي کردند (04/10/1370 و 20/07/1373)، در سخنراني 04/12/1377 قيد «ايراني» را بر آن افزودند و فرمودند: چادر ايراني حقيقتاً حجاب برتر است.
     

     

    References: 
    • قرآن کریم.
    • ابن‌بابویه، محمد‌بن‌علی صدوق (1406ق). ثواب الأعمال و عقاب الأعمال. قم: دار الشریف الرضی للنشر. 
    • ابن‌بابویه، محمد‌بن‌علی صدوق (1413ق). من لا یحضره الفقیه. تصحیح: علی‌اکبر غفاری. قم: دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعة مدرسین حوزة علمیة قم. 
    • ابن‌درید، محمدبن‌حسین (1987م). جمهرة اللغه. بیروت: دار العلم للملایین.
    • ابن‌سیده، علی‌بن‌اسماعیل (1417ق). المخصص. تحقیق: خلیل ابراهیم جفال. بیروت: دار إحیاء التراث العربی. 
    • ابن‌سیده، علی‌بن‌اسماعیل (۱۴۲۱ق). المحکم و المحیط الأعظم. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • ابن‌طاووس، علی‌بن موسی (1420ق). طُرَف من الأنباء والمناقب. مشهد: المرتضی. 
    • ابن‌عاشور، محمدطاهر (1420ق). التحریر والتنویر. بیروت: مؤسسة التاریخ العربی. 
    • ابن‌فارس، احمد (1404ق). معجم مقاییس اللغه. قم: مکتب الاعلام الاسلامی.
    • ابن‌منظور، محمدبن‌مکرم (1410ق). لسان العرب. بیروت: دار صادر. 
    • ازهری، محمد‌بن‌احمد (1422ق). تهذیب اللغه. بیروت: دار المعرفه.
    • ثعالبی، عبدالملک‌بن‌محمد (بی‌تا). فقه اللغه. تصحیح: جمال طلبه. بیروت: دار الکتب العلمیه.
    • جوهری، اسماعیل‌بن‌حماد (1418ق). الصحاح. بیروت: دار الفکر.
    • حسینی خامنه‌ای، سیدعلی (04/10/1370). بیانات در دیدار اعضای شورای فرهنگی ـ اجتماعی زنان، جمعی از بانوان متخصص رشته‌های پزشکی و مسئولان کنگرة حجاب اسلامی به‌مناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا. به‌نشانی: https://www.serajnet.org/post/detail/Fa/2-40-9-1-16-0/.
    • حسینی خامنه‌ای، سیدعلی (04/12/1377). بیانات در جلسة پرسش و پاسخ مدیران مسئول و سردبیران نشریات دانشجویی. به‌نشانی: https://www.serajnet.org/post/detail/Fa/2-40-9-1-16-0/.
    • حسینی خامنه‌ای، سیدعلی (20/07/1373). بیانات در دیدار گروهى از خواهران پرستار به‌مناسبت ولادت حضرت زینب. به‌نشانی: https://www.serajnet.org/post/detail/Fa/2-40-9-1-16-0/.
    • راهنمای خرید چادر مشکی. سایت های حجاب. به‌نشانی: https://www.hi-hijab.com/ راهنمای-خرید-چادر-مشکی
    • زمخشری، محمود (1407ق). الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فی وجوه التأویل. بیروت: دار الکتب العربی.
    • سیستانی، سیدعلی (1401). رسالة جامع. مشهد: دفتر مرجع عالیقدر آیت‌الله سیستانی. 
    • صاحب‌بن‌عباد، اسماعیل (1414ق). المحیط فی اللغه. تصحیح: محمدحسن آل یاسین. بیروت: عالم الکتب.
    • صادقی تهرانی، محمد (1406ق). الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنته. بیروت: مؤسسة اعلمی.
    • طباطبائی، سیدمحمدحسین (1352). المیزان فی تفسیر القرآن. بیروت: مؤسسة الاعلمی للمطبوعات. 
    • طبرسی، حسن‌بن‌فضل (1370). مکارم الأخلاق. قم: الشریف الرضی.
    • طبرسی، فضل‌بن‌حسن (1408ق). مجمع البیان فی تفسیر القرآن. بیروت: دار المعرفه. 
    • فراهیدی، خلیل‌بن‌احمد (1409ق). کتاب العین. قم: هجرت. 
    • قمی، علی‌بن‌ابراهیم (1404ق). تفسیر القمی. تحقیق: طیب موسوی جزایری. قم: دار الکتاب.
    • کلینی، محمد‌بن‌یعقوب (1407ق). الکافی. تهران: دار الکتب الإسلامیه.
    • مجلسی، محمدتقی (1406ق). روضة المتقین فی شرح من لا یحضره الفقیه. قم: مؤسسة فرهنگی اسلامی کوشانبور.
    • محمدی‌نیا، اسدالله (1384). فلسفة چادر، حجاب برتر. قم: سبط اکبر.
    • مظاهری، حسین. رسالة توضیح المسائل. در: پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی مظاهری. بخش احکام حجاب و پوشش و زینت. به‌نشانی: http://www.almazaheri.ir/Farsi/Index.aspx?TabID=0604&SectionNum=3790
    • مکارم شیرازی، ناصر. احکام حجاب، حجاب بانوان. پایگاه اطلاع‌رسانی حضرت آیت‌الله‌العظمی مکارم شیرازی. به‌نشانی: https://www.makaremshirazi.net/main.aspx?more=1&catid=28148&typeinfo=21&lid=0&pageindex=1.
    • نیلچی‌زاده، فروغ (1385). رویکردی قرآنی به گونه‌ها و مدل‌های برتر و نازل حجاب. بانوان شیعه، (10)، 37ـ102. 
    شیوه ارجاع به این مقاله: RIS Mendeley BibTeX APA MLA HARVARD VANCOUVER

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    طاهری نیا، احمد. (1404) پژوهشی درزمینة حجاب برتر از دیدگاه قرآن. دو فصلنامه قرآن شناخت، 18(1)، 97-113 https://doi.org/10.22034/qoranshenakht.2025.5002837.

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    احمد طاهری نیا."پژوهشی درزمینة حجاب برتر از دیدگاه قرآن". دو فصلنامه قرآن شناخت، 18، 1، 1404، 97-113

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    طاهری نیا، احمد.(1404) 'پژوهشی درزمینة حجاب برتر از دیدگاه قرآن'، دو فصلنامه قرآن شناخت، 18(1), pp. 97-113

    APA | MLA | HARVARD | VANCOUVER

    طاهری نیا، احمد. پژوهشی درزمینة حجاب برتر از دیدگاه قرآن. قرآن شناخت، 18, 1404؛ 18(1): 97-113